تبليغاتX
امپراطور دریا

امپراطور دریا

این وبلاگ متعلق به وبلاگ http://kharidkjanghoowa.blogfa.com است

سلام بینندگان عزیز یه ۴ روزی هست که من در این وبلاگ پست نمی ذارم

 

دلیلش اینه که من آدرسمو به آدرس www.kplayers.mee.ir  تغيير دادم

از اين به بعد به وبلاگ جديدم بيايد

در ضمن من در وبلاگ جديدم تمام خلاصه قسمت ها را نخواهم گذاشت و فقط خلاصه قسمت هاي 41 به بعد را خواهم گذاشت تا تكراري نشود

با تشكر گروه كره شاپ

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

 
خلاصه قسمت 40 امپراطور دریا
 

گونگ بوک به معبد وارد میشه که یون و رییس موچانگ به استقبالش میرند و گونگ بوک میگه اینجا چه خبره شما چرا اینجایید که میگند ما برای محافظت از تو اومدیم چون یوم مون وافراد ناپدید شدند و ممکنه تو در خطر باشی

مراسم برگذار میشه

یوم مون هم که گونگ بوک را دیده خیلی ناراحت میشه ولی به یاد حرفهای کیم یانگ میوفته و بی خیال میشه

گونگ بوک تنهایی با ارباب سول صحبت میکنه و میگه ارباب اینها نشانه امپراطوره و من مقام سفیر عالی جناب در پایگاه چانگهی را  گرفتم .من کارهای زیادی دارم که باید انجام بدم ولی من هیچ وقت درسهایی که شما به من دادین فراموش نمیکنم که باعث شد به اینجا برسم . یوم مون هم به اونجا میاید و گونگ بوک را میبینه که یون هم میاید اونجا و میگه ملا (راهب ) کجاست که یوم مون سریع روش را برمیگردونه و میگه تو سالنه . یون هم از اونجا میره

گونگ بوک در راه برگشته که رییس جانگ و بک ینگ اون را زیر نظر دارند و بک ینگ چاقو را در میاره که پرتاب کنه که رییس جانگ جلوشو را میگیره .

رییس جانگ پیش یوم مون میره و بهش مبگه مثل اینکه خشم خودت را کنترل کردی و داری به خودسازی میپردازی . من دیدم که گونگ بوک اینجا اومده که یوم مون میگه اون برای مراسم سالگرد ارباب سول اومده بوده که رییس جانگ میگه خوب که تونستی خودتو کنترل کنی . رییس جانگ میگه من نمی خوام برای کیم یانگ کار کنم افراد ما هنوز در آبهای جنوب غربی حضور دارند و ما کافیه که اونها را با هم متحد کنیم .فرماندار از ما استفاده میکنه و بعد که دیگه به دردش نخوریم میندازدمون دور . یوم مون هم میگه اگه اون من را به کار بگیره من هم براش کار می کنم و این تنها راه کشتن گونگ بوکه

گونگ بوک ، رییس موچانگ و یون را پیش کیم یانگ میفرسته تا در مورد یوم مون تحقیق کنند .رییس موچانگ در مورد ناپدید شدن یوم مون و افرادش میگه که کیم یانگ میگه من که وقت ندارم آمار برده ها را یک به یک داشته باشم و رییس موچانگ میگه اون یک برده معمولی نیست اون رهبر دزدادن دزیایی و اگه دوباره گروهش را جمع کنه دوباره باید برای سرکوب اونها انرژیمون را صرف کنیم که کیم یانگ با خونسردی میگه نترس همچین چیزی پیش نمی یاد

رییس موچانگ به خونسردی کیم یانگ شک میکنه و میگه ما باید خودمون موضوع را بررسی کنیم . یون افسری از هنگ فرمانداری را به اونجا میاره و رییس موچانگ میگه تو بودی که یوم مون را به موجینجو اوردی که افسره میگه اره من اوردمش و به بندر دوکجین بردم تا اونجا کار کنه .رییس موچانگ میگه حالا که اون اونجا نیست پس کجاست؟ مگه نه اون باید تا آخر عمر اونجا باشه و کار کنه ؟ افسر که میبنه اوضاع خیطه چیزی نمیگه و رییس موچانگ هم یک کم پول بهش میده و میگه ما میدونیم که تو توی دردسر افتادی ولی اگه به ما کمک کنی ما هم بهت کمک می کنیم تا از این مشکل خلاص شی . افسره هم قبول میکنه و خونه ای که فرماندار افراد مخفیش را اونجا نگهداری میکنه به رییس موچانگ نشون میده

یون و رییس موچانگ شب به خونه وارد میشند که افراد اونجا باهاشون درگیر میشند ولی اونها را میزنند و فرار می کنند . رییس موچانگ میگه اونها حرفه ای بودند و ضربه هاشون الکی نبود و حتماً تعلیم دیدند

کیم یانگ هم وقتی میفهمه میگه سریع جای افراد را عوض کنید تا بیشتر لو نرفتند

جانگهوا به چانگهی میاید و نامه لرد کیم را به گونگ بوک میده گونگ بوک نامه را میخونه و میگه من نمیشه و اونها با ضعیف شدن امپراطور تصمیم دارند از این اختلاف طبقاتی به نفع خودشون استفاده کنند و با این کار تو ممکنه جنگ بشه و لرد کیم از این بابت نگرانه

در این راستای جلسه با سران امور تشکیل میشه و ارباب جو هم میگه حق با جانگهواست .گونگ بوک میگه من کاری به این حرفها ندارم و تسلیم نمی شم من باید به هدف برسم و در مورد یوم مون از رییس موچانگ میپرسه که رییس موچانگ میگه ما اون را پیدا نکردیم ولی فهمیدم که فرماندار داره یک گروه مخفی از افراد زبده را برای خودش آموزش میده و هنوز در حال پیگیری موضوع هستیم

جونگ دال که به پول نیاز پیدا کرده برای جمع کردن پول به چانگهی پیش جانگهوا میره و دفتر زندگی بانو جمی (دفتر حساب مخفی ) را به جانگهوا میده و میگه من با پای خودم اومدم اینجا و این دفتر را برای شما اوردم شما 300 تا بدین این را ببرین که جانگهوا میگه این دفترها را من خودم نوشتم برو یک جا دیگه دنبال پول جونگ دال میگه شما از جزئیات کارهای جدید خبر ندارین این به نفع شماست پس 100 تا بدین که جانگهوا میگه این را بندازین بیرون

کار ساخت یایگاه و سنگر حفاظتی بندر در حال اتمامه که رییس موچانگ و یون در مورد انجام کارها میگند که ارباب جو میگه فقط با این کارها و ساخت پایگاه چانگهی به جایی نمیرسه اول از همه باید به فکر تشکیل خانواده برای گونگ بوک باشیم که رییس موچانگ میگه من هم خیلی دلم میخواد اون زن بگیره ولی علاقه ای به این کار نشون نمیده ارباب جو میگه فایده ندارم من خودم باید براش آستین بالا بزنم . باید خودم برای اون و چی ریانگ عروسی بگیرم . یون میگه اره ولی الان مسئله اصلی جانگهواست و اون تنها کسی که گونگ بوک دوستش داره .

ارباب جو هم پیش جانگهوا میره و با صحبت در مورد پیشرفت مسافر خونه و وضع خوب جانگهوا و اشراف زاده بودن اون میگه و به جانگهوا میگه هنوز می خواهی مجرد بمونی ؟و ارباب جو در مورد یکی از شاهان گذشته که همسرش (ملکه) را از دست داد و به دلیل علاقه به اون دیگه ازدواج نکرد و تا آخر عمر مجرد موند میگه و میگه اونهم همین اشتباه خانواده سلطنتی الان را کرد چون شاه وارثی نداره و به همین دلیل قدرت خانواده اون کم شده و اشراف زادگان دارند به قدرت می رسند . مردی با همچین مسئولیتهایی باید سیاست قوی داشته باشه و علایق شخصی را دور بریزه و به فکر آینده باشه . گونگ بوک هم الان همین وضع را داره و شما هم اگه نمی خواهی باهاش ازدواج کنی اون را از بلاتکلیفی در بیار و کمک کن که با چی ریانگ ازدواج کنه

سرانجام جانگهوا هم کارش به افق نگاری میکشه و تصمیم خودشو را میگره و به مک بونگ و پسرش میگه من میخواهم اداره اینجا را به شما بدم و برای خدمت به لرد کیم به پایتخت برم

سون جونگ هم بلافاصله خبر را به گونگ بوک میده و میگه جانگهوا میخواد بره پایتخت و کافی شاپ را به ما داده و دیگه فکر نکنم برگرده چانگهی

گونگ بوک هم میزنه توی این تیریپها و به یاد حرفها جانگهوا می یوفته . جانگهوا هم همین وضع را داره

 

ملاقات دوباره در جزیره  سایانگ :

جانگهوا و گونگ بوک بر حسب غریزه و علم غیب برای ملاقات همدیگه و تجدید خاطرات گذشته به ساحل جزیره سایانگ میرند . همون جزیره که گونک بوک بچه بود جانگهوا را به اونجا برد و خاطرات اون روز میاید جلوی چشمش

جانگهوا هم به جزیره سایانگ میرسه که اون هم خاطرات میاید جلوی چشمش

گونگ بوک هم به سایانگ میرسه که جانگهوا را اونجا می بینه


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

خلاصه قسمت 39 امپراطور دریا

اتفاق مهم : ازدواج یون و هاجین


سلام دوستان با خلاصه قسمت سي و  نهم امپراطور دريا در خدمت شما هستم اين قسمت از قسمتهاي مهم مجموعه ميباشد كه يكي از اتفاقات مهم در اين قسمت ازدواج هاجين و يون با هم ميباشد .با هم ميخوانيم


يوم مون به زنداني برده ميشود كه در آنجا رييس يانگ و باك كيونگ نيز حضور داشتند فرماندار موجينجو كيم يانگ با جاه طلبي هايي كه دارد يوم مون و ساير دزدان دريايي را احضار ميكند و مبارزه اي بين يوم مون و يكي از افراد ماهر تشكيل ميدهد.يوم مون بدون اينكه شمشيرش را بيرون بكشد با او مبارزه ميكند و شكستش ميدهد .معاون كيم يانگ به آنها ميگويد كه آنها ديگر يك برده نيستند كه بايد تا آخر عمر كار كنند بلكه به دستور فرماندار آنها از هم اكنون جز نيروهاي مخفي فرماندار كيم يانگ خواهند بود

كيم يانگ يوم مون را ملاقات ميكند و به او ميگويد كه ميتواند برود و گونگ بوك را بكشد.از اين طرف گونگ بوك اداره چانگ هي را به چند قسمت تقسيم ميكند كه شامل بخش نظامي براي تامين امنيت بخش امور داخلي براي تجارت و بخش امور مردمي براي راحتي مردم.بدين ترتيب رييس موچانگ بعنوان رييس بخش نظامي انتخاب ميشود و يون بعنوان رييس هنگ ارباب جو بعنوان رييس امور داخلي و چاريونگ بعنوان رييس بخش امور مردمي

سرانجام بوي ازدواج در سريال امپراطور دريا ميپيچد ! يون و هاجين توسط گونگ بوك احظار ميشوند و گونگ بوك به آنها ميگويد كه تاريخ عروسي آنها را پنجم ماه بعد مشخص كرده است و چون آنها خانواده ندارند گونگ بوك بعنوان حامي يون و چاريونگ بعنوان حامي هاجين انتخاب ميشود يون و هاجين ميگويند كه چطور آنها ازدواج كنند در حاليكه هنوز گونگ بوك و چاريونگ ازدواج نكرده اند اما گونگ بوك او را راضي ميكند

گونگ بوك با يون صحبت ميكند و به او ميگويد كه از اين ببعد بايد بيشتر به فكر هاجين باشد و كمتر به فكر او زيرا بخاطر گونگ بوك خيلي عذاب كشيده و حالا بايد به فكر هاجين باشد. دو دوست بياد لحظات تلخ و شيريني كه از ابتدا با هم داشتند ميافتند.طبق معمول چهره يون احساساتي لبريز از اشك ميشود و گونگ بوك هم با همان چهره مصمم هميشگي  در فكر ميباشد

يوم مون كه با چهره پوشيده به كافه جانگ هوا براي خوردن نوشيدني رفته بود او را ميبيند و تعقيبش ميكند كه محافظ جانگ هوا ميفهمد كسي دارد تعقيبشان ميكند آنها درگير ميشوند اما يوم مون ضربه اي به محافظ جانگ هوا ميزند و فرار ميكند يوم مون  رييس يانگ و باك كيونگ در حال عبور از بازار هستند كه گونگ بوك و افرادش را ميبينند آنها متوجه ميشوند كه گونگ بوك محافظان زيادي دارد و كشتن او براحتي امكانپذير نيست.چاريونگ هاجين زيبا را آماده مراسم ميكند

چاريونگ جواهراتي به هاجين ميدهد و بعد در واب حرف هاجين كه ميگويد  محافظ اوست و اين جواهرات را چكار كند ميگويد كه او بايد زندگي آسوده اي در كنار كاپيتان جانگ ( يون )داشته باشد .مراسم آغاز ميشود طبق رسم آنها ابتدا هاجين تعظيم ميكند بعد يون و سپس هر دو با هم تعظيم ميكنند و بعد نوشيدني ميخورند نگاه گونگ بوك در اين لحظات به جانگ هوا است و جانگ هوا نيز آنرا حس ميكند

يون و هاجين با هم تنها ميشوند و طبق معمول يون خنگ ! كه هيچ چيز نميداند فقط نوشيدني ميخورد و هاجين هم با لبخند نگاهش ميكند .بالاخره يون حركت مثبتي انجام ميدهد ! و ميگويد كه از وقتي عاشقت شدم گرما را حس كردم حتي در ميدان سخت جنگ ! و اميدوار است كه تا وقتي هاجين با اوست احساس سرما و تنهايي نكند.ميگويد كه كاش پدر و مادرش آنجا بودند و ميديدند عروسشان چقدر زيباست.هاجين برميخيزد و يون را بر روي قلبش در آغوش ميگيرد

يوم مون به پيش كيم يانگ برميگردد.كيم يانگ ميگويد كه ميداسنته او نميتواند گونگ بوك را بكشد براي كشتن او بايد تغيير كند  و در حال حاضر نفرتش از ا ورا بايد كنار بگذارد و از او اطاعت كند سرانجام به او ميگويد كه به او فرصت خواهد داد تا گونگ بوك را بكشد .يوم مون نيز قبول ميكند كه از او اطاعت كند.فرماندار نام جديدي به يوم مون ميدهد و ميگويد كه او ديگر يوم مون نيست و نام او يوم جانگ خواهد بود


ارباب هوانگ بزرگترين تاجر چانگ آن كه وسايل دربار تانگ را تامين ميكند  با كشتي وارد چانگ هي ميشود و ضمن اينكه ديگر با بانو جمي تجارت نخواهد كرد  قصد تجارت با گونگ بوك را دارد.گونگ بوك به او ميگويد كه او بايد قانون چانگهي در تجارت را رعايت كند يعني تجارت غير قانوني نخواهند داشن و ارباب هوانگ قبول ميكند خبر به بانو جمي ميرسد و او جلسه اي از سران تشكيل ميدهد.بانو جمي در ساحل خلوت بندر دوكجين ميگويد كه روزي ده ها كشتي به اينجا مي آمدند ولي حالا خبري از هيچ كشتي نيست

گونگ بوك روساي تجاري را دعوت به جلسه اي ميكند  و بانو جمي كه فهميده نميتواند با او مبارزه كند تصميم ميگيرد در اين جلسه تجاري شركت كند.او با افرادش به چانگ هي ميرود. در جلسه گونگ بوك درباره متحد شدن با بازرگانان چيني با آنها صحبت ميكند و ميگويد كه آنها جز بخش امور داخلي خواهند شد و اگر كمكش كنند او به آنها كمك خواهد كرد اما خاطيان را مجازات خواهد كرد او ميگويد كه اينكار را براي كساني خواهد كرد كه با توجه به استعدادي كه دارند ولي بخاطر موقعيت اجتماعيشان استعدادشان كشف نميشود

 
كيم يانگ دوباره به يوم مون هشدار ميدهد كه او با شمشير نميتواند گونگ بوك را بكشد وبايد قدرت داشته باشد به اين خاطر يوم جانگ را به معبد اينوانگ كه نزديك گونگ بوك ميباشد ميفرستد تا او در آنجا مطالعه كند يوم مون جنبه ديگري از زندگي را در آنجا آغاز ميكند و كار و مطالعه و تمرين نظامي را با هم ادغام ميكند

طرح گونگ بوك  براي برداشتن موقعيت اجتماعي در تجارت به گوش لرد كيم ووجينگ ميرسد و او تصميم ميگيرد با گونگ بوك درباره اين موضوع صحبت كند زيرا ميداند اين موضوع دليل خوبي براي مخالفت اشراف با او خواهد بود.يوم مون با شكستن سد دفاعي اول منزل گونگ بوك قصد رفتن به داخل منزل را دارد كه نگهبانان او را ميبينند و او فرار ميكند.گزارش به گونگ بوك كه ميرسد او بياد حرفهاي يوم جانگ ميافتد كه گفت تو را خواهم كشت.

گونگ بوك دستور ميدهد كه افراد بروند و او را پيدا كنند اما خبر ميرسد كه او ديگر در آنجا بعنوان برده نيست و رييس يانگ و باكيونگ نيز ديگر در آنجا نيستند . گونگ بوك دستور ميدهد آنها را پيدا كنند از طرفي چاريونگ قصد دارد به همان معبدي برود كه يوم جانگ در آنجا ميباشد گونگ بوك به او ميگويد كه نبايد تنها برود و او و افرادش همراه او خواهند آمد.گونگ بوك چاريونگ وارد معبد ميشوند و يوم  جانگ آنها را ميبيند  


 

سانسوری های قسمت 39 امپراطور دریا

اين قسمت مربوط به ازدواج هاجين و يون و شب اول عشق آنهاست كه آنرا هم بصورت كليپ و هم بصورت عكس تقديمتان ميكنم .بعد از مراسم ازدواج يون و هاجين در اتاقي با هم هستند كه يون فقط نوشيدني ميخورد و هاجين با لبخند نگاهش ميكند بعد از مدتي يون از احساس گرمش به هاجين ميگويد و سپس ميگويد كه كاش پدر و مادرش اينجا بودند تا عروس زيبايش را ميديدند در اين حالت هاجين بلند ميشود و....

 ادامه ماجرا را در كليپ و عكسها ببينيد

 

 

دانلود کلیپ سانسوری شب اول عشق هاجین و یون قسمت 39

 

عکسهای هاجین و یون در این قسمت سانسوری

لبخند هاجین

قلب هاجین و یون

اشکهای یون

شب اول عشق یون و هاجین

دست عشق بسوی هاجین

یون و هاجین

بوسه عشق هاجین و یون

گرمای عشق

بوسه عشقی دیگر . هاجین و یون

 

سانسوریهای دیگر این قسمت سانسوریهای لحظه ای میباشد که گلچینی از آنها را تقدیمتان میکنم

نگاه یون و هاجین به هم

جانگ هوا در رستوران خودش

بانو جمی بسوی گردهمایی روسا

گونگ بوک چاریونگ و دختری که به فرزندی قبول کردند

چاریونگ در کنار ارباب جو


 

  عکسهای منتخب قسمت 39 امپراطور دریا

یون و هاجین 

یوم مون در چهره پوشیده 

لبخند جانگ هوا 

عروس ما هاجین ! 

گونگ بوک و نگاهش به جانگ هوا 

یون و هاجین و عشق 

شب عشق هاجین و یون 

هاجین در این شب 

یون در این شب 

چهره جدید بانو جمی 

بانو جمی زیبا 

جانگ هوا 

گردهمایی روسا به سرپرستی گونگ بوک 

رییس موچانگ 

گونگ بوک چاریونگ و دختری که به فرزندی قبول کردند 

شاد باشید

 

نظر یادتون نره
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 



نکته جالب در قسمت سی و هشتم

دوستان قبل از اینکه خلاصه قسمت امپراطور دریا را بخوانید این نکته جالب از قسمت سی و هشتم را بشنوید. در این قسمت وقتی جانگ دال در حال گذر از بازار چانگ هی میباشد دو نفر ایرانی به سمت وی میروند و میگویند  معذرت .  جواهرآلات کجاست؟     این تکه را برای شما آپلود کردم و میتوانید ببینید

برای دانلود  بعد از کلیک بر روی لینک دانلود صفحه ای باز میشود بعد از آن گزینه download file را بزنيد و دانلود را آغاز كنيد

 

دانلود صحبت ایرانیها در قسمت سی و هشتم

خلاصه قسمت 38 سریال زیبای امپراطور دریا

گونگ بوك با شكست دادن يوم مون و دستگيري او با موفقيت به چانگ هي باز ميگردد در چانگ هي جانگ هوا كه به ساحل امده بود يوم مون را ميبيند. در جلسه اي گونگ بوك  وافراد درباره اينكه با يوم مون چكار كنند صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه بايد بيشتر در اين مورد فكر كند او به ساحل ميرود و بياد ماجراهاي گذشته بين خودش و يوم مون ميافتد

 
يوم مون را به زندان مياندازند .بعد از مدتي گونگ بوك  دستور ميدهد كه او را بحضورش بياورند.او را با دستان بسته مي اورند كه گونگ بوك دستور ميدهد بازش كنند و  همه بيرون بروند تا با او صحبت كند گونگ بوك از گذشته ميگويد و يوم مون نيز از بزرگ شدنش در كشتي دزدان دريايي

آنها از هر چيزي صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه وقتي او را از دست يي سا دو نجات داد به او گفته بو.د كه زندگيش بعد از اين بدتر از مرگ خواهد بود و ادامه ميدهد كه حالا نوبت اوست كه اين درد را بكشد .ميگويد كه او را نميكشد و به او فرصت زنده ماندن خواهد داد.گونگ بوك ميگويد كه پيشاني او را داغ كنند تا بردگي كند

اين علامت روي پيشاني معني دزد ميدهد و كسي كه خيانتكار است آنها يوم مون را به محل انجام اينكار ميبرند و او را بر روي صندلي ميبندند.گونگ بوك به او ميگويد كه بخاطر جان افراد بيگناهي كه گرفه پيشاني  او را داغ ميكنند. آهن داغ بر پيشاني يوم مون مينشيند و او با تمام مقاومتي كه دارد اما اشك در چشمانش حلقه ميزند و خون چشمانش را ميگيرد

گونگ بوك دستور ميدهد كه يوم مون را به بندر چانگ هي ببرند بر روي چوبي او را ببندند تا مدتي با آب دريا و جزر و مد بماند.يوم مون چند شب و روز در همانجا باقي ميماند او آنقدر عصباني است كه با ديدن گونگ بوك ميگويد كه يك روز خنجري در قلبش قرو خواهد كرد.در بازار گونگ بوك متوجه فرار دختري كوچك ميشود و وقتي پيگير ماجرا ميشود ميفهمد كه تجارت برده دوباره رونق گرفته و گروهي در شيلا اينكار را انجام ميدهد او آن دختر را ميخرد و به منزلش مي اورد


 

 آنها ميفهمند كه ارباب چون پشت اين قضيه ميباشد به اين خاطر گونگ بوك ك هانجمن تاجران شيلا را تشكيل داده بود در ان جلسه اين قضيه را مطرح و سپس او را از اين گروه اخراج ميكند و  به تاجران ديگر ميگويد كه حق تجارت با او را ندارند.گونگ بوك ان دختر كوچك را به عنوان دخترش انتخاب ميكند.رييس موچانگ ميگويد كه  او هنوز ازدواج نكرده است پس مادرش كيست ؟ چاريونگ ؟!

از طرف نايب السلطنه نامه اي به گونگ بوك ميرسد .در آن نامه از گونگ بوك ميخواهند كه به پايتخت برود زيرا اعليحضرت قصد دارد وي را ملاقات كند.اما از اين طرف بانو جمي همانند هميشه بخاطر اينكه بتواند لرد كيم ووجينگ را از سر راهشان بردارد ميگويد كه انها بايد بهرشكل گونگ بوك را بكشند

گونگ بوك وارد پايتخت ميشود و به ملاقات اعليحضرت ميرود.اعليحضرت به وي ميگويد كه او بايد در ارامش و نظم در شيلا كمكش كند به اين خاطر او را به عنوان كنسول نظامي شيلا برميگزيند و قدرت داشتن ده هزار سرباز را به وي ميدهد

زماني كه گونگ بوك در پايتخت است نماينده كيم يانگ به سراغ او ميرود و به گونگ بوك نامه اي ميدهد كه حاكم موجينجو قصد ديدن او را دارد.او به انجا ميرود و با هم مسابقه تيراندازي برگزار ميكنند بعد از اين مسابقه فانتزي كيم يانگ از گونگ بوك ميخواهد كه با قدرت و ثروتي كه دارد از وي حمايت كند ولي گونگ بوك ميگويد كه خودش را درگير سياست نخواهد كرد سپس با كنايه به وي ميگويد كه اگر حامي ميخواهد به سراغ بانو جمي برود كه با اهداف او همخواني دارد

ارباب جو به گونگ بوك ميگويد كه ديگر وقت تشكيل خانواده است و نبايد بيشتر از اين چاريونگ را منتظر بگذارد. گونگ بوك در ساحل ايستاده است كه جانگ هوا به ديدار او مي ايد و ميگويد كه خوشحال است كه مدتها پيش احساسش را به وي كنار گذاشته زيرا اكنون وقتي است كه گونگ بوك كمكي براي مردم گرسنه چانگ هي و مردم ستمديده شيلا باشد.در اردوگاه كار يوم مون به سختي كار ميكند او بخاطر كتكي كه از فرمانده انجا ميخورد عصباني ميشود و اورا ميزند كه اين باعث ميشود او را كتك بزنند وبه جايي ببندند. اوضاع او بسيار خراب است كه در اين حال فرمانده كيم يانگ او را ميبيند. ماجراهايي ديگر در راه است .... 

 

 

عکسهای منتخب قسمت سی و هشتم امپراطور دریا

 گونگ بوک و افرادش و بازگشت موفقیت آمیزشان

گونگ بوک بیاد گذشته

بانو جمی و افسر محافظانش

یوم مون در ملاقات گونگ بوک

چهره جدید خوبان امپراطور دریا

دختری که گونگ بوک به فرزندی قبول کرد

رییس موچانگ و یون

هاجین در لباس جدید

بانو جمی در چهره ای دیگر

چاریونگ

جانگ هوا

جانگ هوا و رفتنش از پیش گونگ بوک

 

سانسوری های قسمت 38 سریال امپراطور دریا




سلام دوستان سانسوريهاي قسمت سي و هشتم را تقديم ميكنم. اولين قسمت سانسور شده سكانسي است كه بانو جمي براي ديدار با وزير جنگ ميرود و فرماندار كيم يانگ همراه وي است كه بدليل وضعيت نامناسب از چند نما نشان داده نخواهد شد

بانو جمی و فرمانده کیم یانگ 1             

بانو جمی و فرمانده کیم یانگ 2

سكانس دوم هم جايي است كه گونگ بوك و افرادش در بازار آن دختر را ميبينند و او را به خانه مي اورند كه انهم از چند زاويه حذف خواهد شد

گونگ بوک و چاریونگ

چاریونگ و آن دختر

سكانس بعدي هنگامي است كه جانگ هوا در ساحل به ديدار گونگ بوك مي رود كه قست آمدن و رفتن جانگ هوا حذف خواهد شد

آمدن جانگ هوا

رفتن جانگ هوا

سانسوريهاي ديگر هم سانسوريهاي لحظه اي است كه  گلچيني از آنها را تقديم ميكنم

چاریونگ و ارباب جو در ساحل

بانو جمی و افسر محافظانش

بانو جمی و فرمانده کیم یانگ

چاریونگ و ارباب جو در منزل

جانگ هوا سون جانگ و پدرش در کافه

چاریونگ و ارباب جو دور میز

جانگ هوا یوم مون دستگیر شده را میببیند

شاد باشید و بهاری

نظرهم یادتون نره


+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط روح الله  | 

سلام عزيزان براي علاقمندان به كليپهاي يانگوم lee young ae كليپ جديدي از وي در سري وونگجين دارم که تقديمتان ميكنم .

كليپ جديد ديگري از يانگوم lee young ae در سري تبليغاتي وونگجين
سايز كليپ: 1.89 مگابايت
فرمت كليپ: wmv
بدون نياز به برنامه اي خاص براي اجرا

 

دانلود کلیپ جديد یانگوم lee young ae درسري وونگجين

 


عكسهاي يانگوم lee young ae در اين كليپ

lee young ae 1

lee young ae 2

lee young ae 3

lee young ae 4

lee young ae 5

روزهایتان بهاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلاااااااااااااام.خوبین؟؟؟؟؟

اینم عکسای عروسی چی ری یانگ و گونگ بوک در امپراطور دریا....

janghoowa_kbs@yahoo.com

این عکسا مال قسمت ۴۰ است....

 

 

نظر یادتون نره ها..................

راستی از هر قسمت امپراطور دریا عکس خواستین بگین تا براتون بذارم......

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

خب...چیری یانگم خوبه دیگه.......مخصوصا اینا که جدیدترین عکسا و والپیپراشن....

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

۳-

Image hosted by allyoucanupload.com

۴-

Image hosted by allyoucanupload.com

۵-

Image hosted by allyoucanupload.com

۶-

Image hosted by allyoucanupload.com

۷-

Image hosted by allyoucanupload.com

۸-

Image hosted by allyoucanupload.com

 

عیدتون مبارک.............سال خوبی داشته باشین........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

عکسهای عروسی هاجین و نیون

عکسا رو ببینید و راجبشون نظر بدید

 

۲-

۳-

  ۴-

 

عکسهای عروسی چیریانگ

۱-یونگ جانگ و نیون در عروسی چیری یانگ

۲-شین بی

۳-دسته جمعی

۲ تای دیگه که به صورت لینک میذارم:

چیری یانگ

چیری یانگ و همسرش

بعد از یکسال و نیم طلاق گرفته.....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

خوشحالی يانگوم. مثل اينكه از رتبه ای كه توي رای گيری آورده راضيه:
هر چند نتونستيم به رتبه دهم بياريمش اما ناگفته نماند كه ما هم دير فهميديم و روزي كه شروع كرديم به راي دادن خيلي ها از ما جلوتر بودن و با راي هاي بالايي كه حتي فكر نميكرديم كه به اين رتبه هم برسيم...حتي خود خانم لي.به هر صورت باز هم تونستيم اراده وعشق ايراني ها رو به خانم لي نشون بديم.كه اين خودش پيروزي بزرگي براي اين گروهه.
من هم از طرف خودم و هم از طرف مديريت و تمام نويسنده هاي اين وبلاگ از تمام دوستان ممنون و متشكريم وضمن آرزوي پيروزي در همه عرصه ها وعرض خسته نباشيد...ميگيم خالصانه عاشقتونيم.


رتبه خانم لي: 13                                                         تعداد آراء: 126115

۱-بانو هن گلم

http://i28.tinypic.com/bhf23q.jpg

۲-بانو چویی

http://i29.tinypic.com/14cvguw.jpg

۳-بانو هن

http://i32.tinypic.com/28vakvl.jpg

۴-بانو چویی

http://i32.tinypic.com/28vakvl.jpg

۵-بانو هن

http://i25.tinypic.com/11lnbyd.jpg

-بانو چویی

http://i26.tinypic.com/qzrfo8.jpg

۷-بانو هن

http://i25.tinypic.com/2rejdyq.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

بله همون طور که مطلعید صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران این دومین بار از سه شنبه هاست که ایران حق طرفداران امپراطور دریا را پایمال کرده وبجای آن هرچه ته سطل زباله فیلم است را پخش میکند(یعنی بجای فیلمی هیجان انگیز ی مثل امپراطور دریا فیلمهای مذخرف پخش میی کند)

هرکس قصد اعتراض به این موضوع حیاتی و امنیتی دارد نظر بدهد تا من در سایت صدا و سیما اعتراض کنم از طرف کل کسانی که قصد اعتراض دارند

هرچه تعداد افراد اعتراض کننده بیشتر باشد اعتراض زودتر جواب می دهد!

سری دوم عیدی های روح الله به بینندگان عزیز(عکسهای شین بی)<<جدید>>

تاریخ عکس ها:۱۰/۰۳/۲۰۰۸

Han ji min

عکس دوم

 

۳-

۴-

۵-

۶-

۷-

۸-

۹-

۱۰-

نظر یادتون نره ها......عیدتون هم مبارک.......

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سانسوریهای قسمت سی و هفتم امپراطور دریا

 

با سلام به دوستان عزيزم سانسوريهاي قسمت سي و هفتم امپراطور دريا را تقديم ميكنم سكانس
اول سانسوري جايي است كه بانو جمي براي ديدار با فرماندار موجينجو ميرود و با گونگ بوك روبرو ميشود چند لحظه از اين سكانس حذف خواهد شد همچنين يك صحنه از ديدار وي با فرماندار موجينجو كه همه را با هم ميبينيم

ورود بانو جمي

گذر از كنار بانو جمي

بانو جمي در حضور فرمانده يانگ

سكانس ديگر حذف شده مربوط به جانگ هوا ميباشد كه در دو قسمت است قسمت اول هنگامي كه ايستاده و منتظر لرد كيم ووجينگ است

جانگ هوا در انتظار لرد كيم ووجينگ

قسمت دوم در ساحل و بعد از ملاقات گونگ بوك و همراهيانش

جانگ هوا بعد از رفتن گونگ بوك و اطرافيانش  

يك صحنه كوچك حذف شده هم از ديدار آنها در ساحل است كه ميبينيم

خوبان در ساحل

سانسوريهاي ديگر لحظه اي است كه دو عكس از بانو جمي را ميبينيم

بانو جمي در حال فكر

بانو جمي و ملاقات با فرماندار كيم يانگ

شاد باشيد

نظر هم یادتون نره

 

خلاصه قسمت سی و هفتم امپراطور دریا

امپراطور دريا قسمت سي و هفتم  

 

سلام عزيزان همانطور كه توضيح دادم بخاطر تعطيلات عيد واينكه عده اي از هموطنان عزيز به مسافرت ميروند و بر اساس درخواست آنها خلاصه قسمتهاي امپراطور دريا كه قبلا سه بار در هفته تقديمتان ميشد به دوبار در هفته تغيير كرد و روزهاي سه شنبه و جمعه تقديمتان خواهد شد. سه شنبه كه هميشه بود وجمعه بخاطر ياد گذشته وخلاصه قسمتهاي جواهري در قصر كه در اين روز تقديمتان ميكرديم. با اين توضيحات خلاصه قسمت سي و هفتم امپراطور دريا را تقديمتان ميكنم

باك كيونگ و دزدان دريايي كه با نقشه يوم مون وارد گروه گونگ بوك شده بودند افسران امنيتي را ميكشند و فرار ميكنند از اين طرف دزدان دريايي منتظر علامت باك كيونگ هستند تا حمله را آغاز كنند.در ساحل يون  با سون جانگ و پدرش در حال قدم زدن هستند كه اجساد را ميبينند و يون سريع موضوع را به گونگ بوك اطلاع ميدهد

در اين حين خبر ميرسد كه دزدان فرار كرده به مركز چانگ هي حمله كردند و خود را مسلح نمودند اما در آخرين لحظات گونگ بوك و افراد سر ميرسند و اكثر افراد را ميكشند يون يا باك كيونگ درگير ميشود و او را زخمي ميكند ولي او فرار ميكند يوم مون به فكر ارباب لي است

دزدان دريايي به سركردگي يوم مون در ساحل منتظر علامت باك كيونگ هستند ولي گونگ بوك و افرادش كه با دستگيري چند نفر محل اعلام علامت را فهميده بودند خودشان علامت را كه يك تير آتشين است شليك ميكنند تا يوم مون وافرادش گول بخورند وبه ساحل بيايند آنها سرانجام درگير ميشوند و دقيقا بلايي كه دفعه پيش بر سر افراد گونگ بوك آمد اينبار بر سر افراد يوم مون مي آيد و او مجبور ميشود فرار كند.او بسيار عصباني ميشود

افراد گونگ بوك محموله اي از تيرهاي دولتي از دزدان پيدا ميكنند كه اين باعث ميشود به شك بيافتند كه اين تيرها چگونه بدست دزدان دريايي رسيده آنها به بانو جمي شك ميكنند.از اين طرف فرماندار جديد موجينجو گونگ بوك را احظار ميكند و آنها به ديدار او ميروند در اين ديدار ماجراي تيرهاي دولتي كه دزدان استفاده كردند را به او ميگويد و ميخواهد كه وي درباره اين موضوع تحقيق كند و از كارهاي بانو جمي نيز ميگويد آنها در حال بازگشت هستند كه با بانو جمي روبرو ميشوند


بانو جمي به ديدار فرماندار موجينجو ميرود كه هديه اي نقدي به وي به خاطر فرمانده شدن بدهد ولي او قبول نميكند در عوض تيرهاي دولتي را نشانش ميدهد كه بانو جمي با ديدنش جا ميخورد ولي بروي خودش نمي آورد.بانو جمي از جانگ دال ميخواهد براي اثبات وفاداريش به او سريعا نامه اي را براي يوم مون ببرد.او نيز اين نامه را به يوم مون ميرساند

يوم مون به ديدار بانو جمي ميرود اما در دام آنها گير ميكند و او و رييس جانگ دستگير ميشوند وپيش بانو جمي ميروند .بانو جمي براي اهدافي كه در سر دارد ايندو را تسليم فرماندار موجينجو ميكند.فرماندار دستور ميدهد آنها را به پايتخت بفرستند ولي نقشه بانو جمي بسيار زيركانست افراد او به كاروان حامل ايندو حمله ميكنند و آندو را نجات ميدهند

 اين قضيه باعث ميشود كه فرماندار ناچارا با بانو جمي از در صلح در بيايد زيرا اگر بانو جمي قضيه را به پايتخت بگويد فرماندار در دردسر بزرگي خواهد افتاد .فماندار موجينجو نامه اي به گونگ بوك ميفرستد وميگويد كه مدركي دال بر همدستي بانو جمي با دزدان دريايي پيدا نكرده است. از اين طرف به گونگ بوك خبر ميرسد مخفيگاه يوم مون پيدا شده است

گونگ بوك و افرادش يوم مون را در آن جزيره ميينند و گونگ بوك نقشه اي براي حمله به آنها ميكشد.كشتي گونگ بوك به عنوان دام پيش ميرود و كشتي يوم مون آنها را تعقيب ميكند.آنها به سمت آبهاي سوچانگ عقب نشيني ميكنند و يوم مون نيز آنه را تعقيب ميكند آنها سرانجام با استفاده از تاريكي شب به كشتي يوم مون حمله ميكنند .رييس موچانگ در نبردي رييس جانگ را دستگير ميكند يون در نبردي باك كيونگ را شكست ميدهد و سرانجام گونگ بوك در نبرد آخر يوم مون را شكست ميدهد و اسيرش ميكند....

 

عكسهاي منتخب  قسمت سي و هفتم امپراطور دريا

گونگ بوك                  رييس موچانگ                      گونگ بوك رودرروي بانو جمي 

بانو جمي                 جانگ هوا                            بانو جمي در حضور فرمانده كيم يانگ 

جانگ هوا                 بانو جمي                             بانو جمي در چهره اي ديگر 

نظرات فراموش نشه

در ضمن نظرات نظرسنجی ها خیلی کم شده

بیاین وبازم نظر بدین

راستی شما تو یوم مون(یونجانگ) چی دیدین که این همه به اون نظر می دین؟


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

 

راهنمای ثبت نام در سایت رسمی لی یونگ ا(با توجه به اینکه در سایت وی تحولاتی ایجاد شده و ثبت نام مشکل تر شده است) 

 ابتدا وارد سایت www.leeyoungae.net می شوید.

۲- در بالای صفحه گزینه New member را کلیک کنید.

۳- بعد از  این  که  گزینه New member  را  کلیک  کردید  وارد  صفحه ی  دیگری  می شوید در این صفحه

گزینه های membership agreement و personal information protection policy رابه حالت انتخاب درمی

آورید(البته دقت داشته باشید که این دو گزینه به صورت  شرطی است  و  برای  اینکه  شما  عضو  سایت

شوید باید آن دو را انتخاب کنید یعنی تیک بزنید همچنین متون این این دو گزینه به صورت غیر اکتیو شده

است یعنی به صورت مربع شکل نمایش داده می شود).

۴- گزینه پایین صفحه که به معنای تایید است را کلیک کنید تا وارد صفحه ی بعدی شوید. 

۵- در قسمت ID یک user name برای خود انتخاب می کنید( توجه کنید در اینجایک مشکلی وجود دارد

اگر شما در موقع نوشتن ID خود به اینترنت متصل باشید نوشتن آن طول می کشد زیرا وقتی شما یک

حرف آن را وارد می کنید باید صبر کنید تا آن حرف از طرف سایت شناسایی شود و این زمان زیادی می 

خواهد اما من راهی را به شما پیشنهاد می کنم که سریع می توانید ID خود را  بنویسید و آن این است

که شما می توانید در موقع نوشتن ID از شبکه disconnect شوید و به این طریق ID خود را وارد نمایید...

البته در این صورت پس از این که شما حرفی از ID را وارد نمایید یک پیام بر روی صفحه نمایشگر ظاهر

می شود که با زدن کلید OK محو می شود و این روند همین طور ادامه می یابد تا زمانی که نوشتن ID

تان به پایان رسد).

۶- در قسمت Password  یک  رمز  برای  خود  انتخاب  کنید  و  ر قسمت Password confirm آن را دوباره

 بنویسید.

۷- در قسمت Password Question یک سوال از داخل کشو انتخاب کنید.

۸- در کادر Password answer یک جواب برای سوال انتخاب کنید.

۹- در کادر Name اسم خود را وارد  کنید.

۱۰- در قسمت Nickname یک اسم مستعار برای خود انتخاب کنید( دقت داشته  باشید  که  وقتی  شما

پس از عضویت در سایت ID و Password خود را وارد نمایید این اسم در بالای صفحه نشانگر شماست).

۱۱- در قسمت  ایمیل  آدرس  ایمیل  خود  را وارد نمایید ( در اینجا همان مشکل نوشتن ID وجود دارد که

توضیح داده شد).

۱۲- در قسمت Birthday تاریخ تولد خود را با استفاده از کلیک کردن بر روی عکس  تقویم  کنار  کادر  وارد

نمایید.

۱۳- در قسمت Sex هم جنسیت خود را که به صورت پسر و دختر است انتخاب کنید.

۱۴- در کادر Phone شماره تماس خود را  بنویسید(تلفن همراه)

۱۵- در قسمت celluar چیزی ننویسید.

۱۶- در قسمت Signature یک کلمه یا جمله برای خود بنویسید (  این قسمت در  حکم  امضا  برای  شما

است).

۱۷- در قسمت Profile باز هم یک کلمه یا جمله ای از خودتان بنویسید( البته  این  قسمت  مهم نیست  

اما حتما باید پر شود).

۱۸- در قسمت های بعدی هم تعدادی شروط نوشته شده است که  به اختیار  خود  می توانید  آن ها را

انتخاب کنید( البته پیشنهاد من این است که همه ی آن ها را انتخاب کنید).

۱۹- در قسمت نوشتن کد فقط اعداد یا حروف قرمز رنگ را به ترتیب از چپ به راست بنویسید.

۲۰- و سپس سر آخر گزینه پاین صفحه که به معنای تایید است را کلیک کنید.

۲۱- پس از این عملیات یک ایمیل برای شما از طرف سایت ارسال می شود که در آن ایمیل لینکی برای

شما قرار دارد که با کلیک کردن بر روی آن شما عضو جدید سایت می شوید.

 

دوستان عزیز هر سوالی که در این باره دارید می توانید در قسمت نظرات بنویسید که به همه ی آنها فردا

شب پاسخ داده خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سایز این عکسها کوچیکه. واسه گوشی موبایل

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلام..... خوبین دوستای گل؟.......

اگه می خواین بیوگرافی خودمو بذارم نظر بدین

منتظرما...

چند وقتی بود از بانو هن عکس نذاشته بودیم. دلمو زدم به دریا.

 ۱

۲.

 

 

۳.

۴.

 

۵.

 

۶.

۷.

۸.

 

خوشتون اومد؟؟؟؟

............................................................................

نظر یادتون نره

اگه می خواین بیوگرافی خودمو بذارم نظر بدین

 

منتظرما...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

خانومه....خانومه؟؟مممممم.....خانومه...؟؟؟؟؟؟؟خب راستش اسمش رو نمی دونم....یعنی وقتی عکساش رو می گرفتم اسمش رو سیو نکردم....شما فقط عکسا رو ببینید......کاری به اسمش نداشته باشین....

اول

Image hosted by allyoucanupload.com

دوم

 Image hosted by allyoucanupload.com

 

عکس اول

Image hosted by allyoucanupload.com

دوم

Image hosted by allyoucanupload.com

 

سوم

Image hosted by allyoucanupload.com

 

چهارم

Image hosted by allyoucanupload.com

 

پنجم

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

اگه دیدین عکسای بالا باز نشد روی یکی از اینا کلیک کنید بعد،از روی همون صفحه بقیه ی عکسا رو ببینید

Image hosted by allyoucanupload.com Image hosted by allyoucanupload.com Image hosted by allyoucanupload.com Image hosted by allyoucanupload.com Image hosted by allyoucanupload.com Image hosted by allyoucanupload.com

     


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلااااااااااااااااااااااام دوستای گل و عزیزم...خوبین؟؟؟؟؟؟

عیدتون پیشاپیش مبارک..........!!!!

حالا ۲ تا از عکسارو ببینید....

۱-

 Image hosted by allyoucanupload.com

۲-

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 ۳-

 Image hosted by allyoucanupload.com

۴-

Image hosted by allyoucanupload.com

۵-

Image hosted by allyoucanupload.com

۶-

Image hosted by allyoucanupload.com

۷-

Image hosted by allyoucanupload.com

نظر یادتون نره ها.......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلام عزیزان برای علاقمندان به کلیپهای یانگوم lee young ae كليپي زيبا از وي دارم كه بسيار جديد و جز آخرين كليپهاي وي مباشد. اين كليپ اگرچه حجمش براي دوستاني كه از  اينترنت كارتي استفاده ميكنند  كمي زياد است ولي اگر توانستيد دانلود كنيد كه اين يكي از جديدترين كليپهاي يانگوم lee young ae ميباشد.

 

Lee Young-ae 이영애 李英愛 イ・ヨンエ Made for LYA's international fans Lee Young-ae's 2008 birthday song: "Everything I Do" by

كليپ جديد يانگوم lee young ae
سايز كليپ: 14.69 مگابايت
فرمت كليپ :flv
برنامه مورد نياز براي اجرا: flv player     ( يا برنامه هاي قدرتمند مانند km player )

 

دانلود كليپ جديد يانگوم lee young ae

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

وبلاگ در حال بروز رسانی است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

مرگ ارباب یی

کلیپ مربوطه _1

کلیپ مربوطه _2

آهنگ مربوطه

 

 

ارباب یی به نیود یوم مون و افراد اصلی شک می کنه و از یکی از افرادش می خواد که اون پیدا کنه و بیاردش

سه تفنگدار در مورد نقشه حمله حرف میزند که جزیره مذکور بزرگه و تعداد نفرات ارباب یی برای پوشش دادن کل جزیره کافی نیست و لی تعداد نفرات گونگ بوک هم کمتر از تعداد نفرات اونهاست و قرار میشه از پشت وارد جزیره بشند وتا مقرر ارباب یی نصف روز پیاده روی کنند تا اونها را غافلگیر کنند (جالب اینکه هیچ کس  از جزیره کشتی اونها را نمی بینه)

برای ارباب یی خبر میارند که یوم مون اینجا نیست و رفته غذا و مهمات تهیه کنه و رییس جانگ هم با اون رفته و ارباب یی میفهمه که حالا تنهاست و بالاخره یوم مون کار خودش را کرده

 

یوم مون و افرادش به سمت بوریانگ در حرکت هستند ولی همه نگران ارباب یی هستند . جونگ دال هم به چان تیا میگه وقتی به ساحل رسیدم باید فرار کنیم چون یوم مون حواسش به حمله ست و اگه بمونیم گونگ بوک ما را میکشه

یوم مون از اینکه از ارباب یی سرپیچی کرده ناراحته و به رییس جانگ میگه من تا بحال کاری خلاف میل ارباب نکردم که رییس جانگ میگه میدونم شما تما دستورات ارباب را اجرا میکنید حتی اگه باعث مرگتون بشه و حتی اونموقع که بهتون گفت (در چانگهی دوران جوانی) بپرید توی دره شما هم پریدید اون این کار کرد چون شما را خیلی دوست داشته .یوم مون هم میگه وقتی من با غذا و مهمات برگردم اون من را درک میکنه

گونگ بوک و افرادش به جزیره وارد می شند و به کشتی ارباب یی می رسند . یکی از افراد ارباب یی را اسیر می کنند و در مورد یوم مون و ارباب یی می پرسند که طرف میگه ارباب توی کشتیه ولی سر رییس رفته تا غذا و مهمات بیاره . رییس موچانگ میگه اون حتماً به بوریانگرفته گونگ بوک میگه دیر شده و در نبود یوم مون بهتره که منتظر بمونیم و تا شب به ارباب یی حمله کنیم

یوم مون و افرادش با همون تیریپ همیشگی به بوریانگ حمله می کنند و گارد ساحلی را نابود می کند

 

 

حمله به ارباب یی :

گونگ بوک افرادش هم شب که میشه حمله به ارباب یی را شروع می کنند

و در نهایت به کشتی حمله می کنند و پیش ارباب یی میرند و ارباب یی میفهمه که دیگه اینجا اخر خطه

ارباب یی هم خونسردانه میگه : این باید تعبیر کابوسی باشه که دیشب دیدم. آیا برای ارباب سول مراسم خوبی گرفتید چون من بابت مرکش ناراحت شدم

گونگ بوک : با دهن کثیفت به ارباب ما توهین نکن .

ارباب یی : من از کارم پشیمون نیستم حتی در هنگام مرگ ولی چیزی که هست اینه که من و تو سرنوشت شومی داشتیم و اگه توی موقعیت بهتری همدیگرا دیده بودیم از استعداد تو برای کارهای بزرگتری استفاده می کردم  .من این جمله را برای نجات خودم نمی گم ولی الان هم دیر نشده اگه با هم متحد بشیم می تونیم دنیا را در دست داشته باشیم

گونگ بوک :  ساکت شو خیلی از مردم به خاطر رویای تو کشته شدند یا به بردگی گرفته شدند حتی اگه با پاک کردن کینه اونها می تونستم دنیا را داشته باشم این بی معنیه

ارباب یی : می دونی چرا من دزد شدم. چون به عنوان یک فرد معمولی هیچ کاری نمی تونستم بکنم .تنها راهی که برای رسیدن به هدفم در زندگی داشتم اسفاده از زور و شمشیر بود . تو هم یک برده به دینا اومدی پس باید بذدونی که من چی میگم حالا دوباره می پرسم می خواهی با من متحد بشی

 

گونگ بوک : اینقدر غم انگیزانه و با زبان زنندت برای زندگیت التماس نکن خیلی از مردم به خاطر تو زندگی بدتر از مرگ داشتند .من حتی اگه اون روزها را فراموش کنم نفرت درونیم را نمی تونم فراموش کنم . حالا هم به این زندگی ننگینت خاتمه میدم

 

ارباب یی هم که می بینه فاید نداره خونسردانه میگه خوب من را بکش . گونگ بوک برای آخرین بار به ارباب یی میگه در زندگی بعدیت برای مردمی که جونشون را گرفتی زندگی کن و ارباب یی را  میکشه

گونگ بوک هم از اینکه ارباب یی را کشته ناراحته

 

گونگ بوک به رییس موچانگ میگه بالاخره انتقامم را گرفتم ولی نمی دونم چرا خوشحال نیستم رییس موچانک میگه اشتباه نکن تو با این کار جون خیلیها را نجات دادی و زندگی تو برای افراد رنج دیده مفیده  ولی زندگی ارباب یی را کینه مردم نابود کرد

یون به اونجا میاید و به گونگ بوک میگه خوبه که سر ارباب یی را ببریم در بازار و به همه نشون بدیم گونگ بوک میگه جسد ارباب یی را بزارید اینجا تا یوم مون اون را ببینه چون اینطور خیلی ناراحت میشه و شانس ما در جنگ برای شکست اون بیشتر میشه

بک یانگ به یوم مون میگه که ما مهمات و غذا تهیه کردیم و یوم مون میگه آماده شین که برگردیم که رییس جانگ میگه جونگ دال فرار کرده که یوم مون میگه بدون اونها میرم

یوم مون به مقرر ارباب یی میرسه که می بینه همه مردند و سریع به سمت کشتی میره و جنازه ارباب یی را می بینه و فریادهای ارباب ارباب یوم مون و گریه اون و در اینجا یک آهنگ جدید که فقط مخصوص سکانسهای یوم مون وارد کار میشه .آهنگ سکانس درد و رنج یوم مون

جونگ دال پیش بانو جمی میاید و خبر مرگ ارباب یی را به بانو جمی میده بانو جمی سریع میپرسه پس یوم مون چی شد که جونگ دال میگه اون موقع توی جزیره نبوده .جونگ دال هم تقاضای ورود به گروه بانو جمی را می کنه بانو جمی هم بهش میگه این شانس را بهت میدم ولی از کجا معلومه کسی که برای نجات جونش اربابش را تنها میزاره به من هم خیانت نکنه

جانگهوا به رییس هان میگه باید افراد بیشتری استخدام کنیم و اونها به اطراف شیلا بفرستیم تا در جاهایی که بانو جمی نفوذ نداره نمک و کتان معامله کنند . لرد کیم هم به اونجا میاید و قضیه موفقیت گونگ بوک را را به جانگهوا میده و میگم می خوام برم چانگهی که جانگهوا هم میگه من هم با شما میایم

ارباب جو بیشتر از همه مرگ ارباب یی خوشحاله و میگه بالاخره اینطور شد و من میدونستم که عاقبت یی دو هیونگ اینطور میشه من برای این کارتون یک جشن میگیرم چی ریانگ هم میگه ما باید کارمون شروع کنیم و مترجمان چینی و ژاپنی استخدام کنیم  گونگ بوک میگه علت اینکه ما ارباب یی را شکتت دادیم نبود یوم مون در اون جزیره بود اون محاصره ما را شکسته و مهمات و آذوغه تهیه کرده و معلوم نیست که کی می خواد حمله کنه ما نمی تونیم افراد را مرخص کنیم  یا جشن بگیریم و رییس موچانگ هم میگه اون احتمالاً با دیدن جسد ارباب یی  اعصابش خرابه و برای انتقام عجولانه حمله میکنه ما باید تا اونموقع صبر کنیم . در همین حالا هاجین خبر ورود لرد کیم را میده

گونگ بوک به استقبال لرد کیم میره که ناخداگانه چشمش توی چشم جانگهوا میوفته لرد کیم این موفقیت را تبریک میگه که گونگ بوک میگه ما ارباب یی را کشتیم ولی یوم مون  را نتونستیم گیر بندازیم اون در واقع رهبری اصلی دزدانه و کسی که در مهارت رزمی خیلی ماهره و حتی سپهسار ارتش یی سادو بود ما تا اون را دستگیر نکنیم نمی تونیم دزدان دریایی را سرکوب کنیم

 

مراسم تشیع جنازه ارباب یی هم با حضور مقامات عالی رتبه گروهش برگزار میشه و یوم مون یاد خاطراتش با ارباب یی میکنه

 

شخصیت جدید :

کیم یانگ

 

کیم یانگ یکی از اشراف زادگان جینگل(از طایفه بانو جمی ) و از نوادگان کیم  هیون چانگ است .کیم هیون چانگ قصد کودتا و به تخت نشستن را داشته که به این منظور تمام خانوداه او به جرم خیانت کشته شدند و لرد کیک کیون جینگ پدر لرد کیم به دلیل آشنایی با کیم هیون جینگ کیم یانگ را نجات داده و ان را برزگ میکنه و کیم یانگ هم پله های ترقی یک به چهار طی میکنه

کیم یانگ رذل ترین شخصین داستانه که با استفاده از یوم مون به گونگ بوک و لرد کیم نزدیک شده و بعد از به قدرت رساندن لرد کیم اهداف پلیدانه خودش را پیاده میکنه .کیم یانگ عامل مستقیم مرگ دو امپرطور کیم میونگ و کیم وو جینگ و همچنین باعث مرگ بانو جمی چانگ گیوم گونگ بوک رییس موچانگ هاجین یون چی ریانگ یوم مون و ... فرمانده لشکر امپراطوری برای حمله به چانگهیه

کیم یانگ وارد موجینجو میشه که میبینه افراد بانو جمی دارند خیلی راحت چند تا را با خودشون مبرند و به معاونش دستور تحقیق در این مورد را میده

معاون کیم یانگ خبر میاره که اونها افراد بانو جمی بودند و بانو جمی یکی از اشراف زادگان جینگل است که قدرت زیادی در موجینجو داره و بیش از صدتا مرد جنگی که مهارتشون از سربازهای ارتش هم بالاتره داره و فرماندار هم تحت اختیار خودش داره .کیم یانگ هم میگه همین حالا به فرمانداری میریم

کیم یانگ به فرمانداری میره که نگهبان جلوی ورودش را میگیرند چانگ گیوم که سر و صدا را می شنوه میاید بیرون و کیم یانگ هم حکم فرمانداری خودش را به چانگ گیوم میده و چانگ گیوم میفهمه که کارش دیگه تمامه

خبر ورود فرماندار جدید را به بانو جمی داده میشه و بانو جمی میگه سریع بیوگرافی اون را برام بیارید

کیم یانگ دفاتر حسابرسی مالیات را بررسی میکنه و از نحوه حسابرسی راضی نیست که معاون چانگ گیوم میگه فرماندار بدون پول کار میکرد چانگ گیوم هم از برنامه های خودش دفاع میکنه و میگه که اداره موجینجو راحت نبود اینجا قحطی بوده و ما به زور مالیات جمع کردیم و بیشتر بودجه صرف بازی سازی ارتش برای مقابله با دزدان دریایی شده .کیم یانگ میگه تو با کمک بانو جمی بودجه مملکت را هدر دادین .کیم یانگ هم ناراحت میشه و داد میزنه این حرفها چیه که کیم یانگ میگه من چند روزه اینجام و تمام قضایا را زیر نطر دارم  .تو افسر واحد مانبو بودی و چطور از یک پست به این پایینی فرماندار موجینجو شدی من می دونم که بانو جمی حامی تو بوده و تو هم اختیار بندر دوکجین و حق تجارت با چین را بهش دادی من به خاطر احترام به تو اینها را به پایتخت گزارش نمی کنم و چانگ گیوم که دیگه اصلاً حرفی برای گفتن نداره

بانو جمی هم برای آشنایی بیشتر با کیم یانگ به فرمانداری میره چانگ گیوم  از بانو جمی تقاضای کمک می کنه ولی بانو جمی میگه تو باید خودت به فکر خودت باشی و بانو جمی از اونجا میره نیوچانگ میگه چانگ گیوم چیزهای ریادی از شما میدونه و اگه دهنش را باز کنه خیلی بد میشه  که بانو جمی میگه اون آدم این حرفها نیست و نگران نباش

بانو جمی به معاون فرماندار میگه من برای تبریک اومدم به فرماندار خبر بدین کیم یانگ هم اول اون را معطل میکنه و بعدش میگم  نمی خوام اون را ببینم بهش بگید بره  .نیو چانگ هم به بانو جمی میگه بهتره بریم حتماً فرماندار نمی خواد ما را ببینه که بانو جمی صبر میکنیم تا آخر معاون فرماندار میگه فرماندار نمی خواد شما را ببینه

بانو جمی با توپ پر برمیگیرده و میگه نتیجه تحقیقات چی بود که نیوچانگ میگه پدر لرد کیم حامی فرمانداره و اون خیلی زود پیشرفت کرد و فرد لایقیه بهتر که با اون بیشتر آشنا بشیم که خبر میارند کیم یانگ به چانگهی رفته

گونگ بوک به بندر میره و هاجین و کاپیتان جانگ را برای پیدا کردن یوم مون به جزیره های اطراف میفرسته .در همین حال کیم یانگ و افرادش هم به اونجا میاید و از جلوی گونگ بوک رد میشه رییس موچانگ میگه به نظر میاید اینها افراد گارد فرمانداری موجینجو هستند

کیم یانگ پیش لرد کیم میره و میگه من برای تشکر و ادای احترام به شما اینجا اومدم چون شما باعث شدین من این پست را بدست بیارم لرد کیم هم میگه تا اینجا اومدی که این را بکی اگه بیکاری برو به امور حکومتی برس

جانگهوا از این رفتار لرد کیم تعجب میکنه و لرد کیم قضیه شورش پدر بزرگ اون را میگه که پدرش اون را نجات داده ... و میگه اون خیلی دوست داره پیشرفت کنه و اگه من بهش رو بدم پررو میشه

یون هم به گونگ بوک میگه اون طرف فرماندار موجینجوست و برای چاپلوسی وادای احترام به لرد کیم به اینجا اومده

یوم مون در حالا افق نگاریه که رییس جانگ به اونجا میاید ویوم مون میگه من برای ملاقات با بانو جمی به موجینجو میرم رییس جانگ میگه رفتن به اونجا خطرناکه در ضمن بانو جمی تقاضای ارباب را رد کرد که یوم مون میگه بیخود کرده اگه این کار را بکنه من بیچارش میکنم

و یوم مون به مقرر بانو جمی میره

بانو جمی در خلوته خودش که یوم مون به اونجا میاید و بانو جمی که انگار روح دیده به یوم مون میگه چطور وقتیتعت تعقیبی اینجا اومدی می خواهی من را بکشی که یوم مون میگه نه نمی خوام شما را بکشم به کمکتون نیاز دارم

 

یوم مون بر میز مذاکره می نشیه بانو جمی میگه من که نمی تونم کمکت کنم شما شکست خوردین به گونگ بوک هم که نمی تونید حمله کنید اگه رابطه تون را با من قطع کنید کمکت می کنم که به چین بری یوم مون میگه حالا دیگه بدرد نخور شدم  ؟ اگه به من کمک نکنید شما را هم توی درسر میندازم من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم  ولی شما پول و ثروت زیادی دارین از مرگ می ترسین .من میدونم که شما عاقل هستید تصمیم درستی می گیرید

یوم مون به مقرر بر میگرده و به رییس حانگ میگه بانو جمی نتونست درخواست من را رد کنه . بانو جمی هم که میبینه یوم مون شوخی نداره به نیوچانگ میگه به یوم مون کمک کنه

نیروهای تازه وارد (ماهیگیران )امیدی به پیشرفشون نیست و گونگ بوک میگه بهتر جاهای دیگه به کار بگریمشون و چند نفر را که به ژاپن و چین رفتن را به عنوان راهنما استخدام میکنه و ارباب جو هم چند نفر را برای کار در مشروب سازی بر میداره و بقیه هم به عنوان کارگر پیش گونگ بوک مشغول به کار میشند

ارباب جو به گونگ بوک میگه که باید کارمون را زودتر شروع کنیم و لازمه زودتر کار دزدها را تمام کنیم که گونگ بوک میگه نابود کردند یوم مون کار را حتی نیست که خبر میارند رییس دزدان دریای پالمی و افرادش خودشون را تسلیم کردند

گونگ بوک اول از همه مپرسه که یوم مون کجاست که طرف میگه نمی دونم  گونگ بوک میگه من که نمی تونم به شما اعتماد کنم رییسه هم میگه من هم انتظار کمک از شما را ندارم ولی ما با اومدن به اینجا جون خودمون را به خطر انداختیم . گونگ بوک هم میگه فعلاً در ساختن بندر به ما کمک کنید تا بعد از سرکوب دزدان یک کاری براتون پیدا کنم

یکی دیگه از سردسته دزدها هم میخواسته همین راه را بره که افراد یوم مون اون را میگیرند و پیش یوم مون میبرند و یوم مون هم برای اینکه دیگه کسی این کار نکنه میگه بکشیدش

جانگهوا هم به فکر راه انداخیتن کار و کاسبی تو چانگهیه که مک بونگ میگه بهتر ار دزدانی که خودشون را تسلیم کردند استفاده کنیم و اونها را به خدمت بگیریم  .سون جونگ هم میگه که اونها دزد هستند نباید همچنین کاری بکنیم ممکنه دزدی کنند که پدرش میگه ساکت اونها اگه تجارت یاد بگیرند آدم می شند که جانگهوا میگه بله درسته از اونها استفاده می کنیم و سون جونگ ضایع میشه

یون هم دلش برای هاجین تنگ میشه و آخر شب اون را صدا میزنه و میگم دلم برات تنگ شده هاجین میگه تو که هر روز من را می بینی چطور دلت تنگ شده یون میگه اینطوری که نه من دلم می خواد با تو تنها باشم

در همین حال طبق عادت گذشته رییس موچانگ و گونگ بوک اونجا میاند و رییس موچانگ می خواد بره درسی بهشون بده که گونگ بوک هم میگه ولشون کن باید بعد از اینکه کار یوم مون را تمام کردیم براشون استین بزنم بالا که رییس موچانگ میگه خوبه ولی من هم باید برای تو آستین بزنم بالا اول تو بعد اونها

ارباب جو هم پیش لرد کیم میره و در مورد مسابقه گلادیاتورها میگه که فرماندار جبانسو برگزار میکرده و میگه که فرمانده جانگ برای من کار می کرده و من اون را کشف کردم  اون بهترین گلادیاتور جیانسو بوده و اگه اون را نگه میداشتم من پول خوبی بدست میاوردم و اونهم یک روزی کشته میشد ولی من طمع را کنار گذاشتم و اون را محافظ یک گروه تجاری کردم و نقش بزرگی در موفقیت امروز اون دارم لرد کیم هم میگه مقدمه چینی کردی حالا برو سر اصل مطلب و ارباب جو هم میگه من می خوام به شما خدمت کنم لطفاً قبول کنید که لرد کیم هم میگه من که منظورت را نمی فهمم

ارباب جو  از ملاقات بر می گرده در مورد لرد کیم فلاسفه بافی میکنه که اون آرزوهاش را بیان نمی کنه . اون دلش می خواد شاه بشه و من هم هر کار که بتونم میکنم تا یک شاه بر تخت بنشونم

یوم مون که اعصابش خورده با افرادش در گیر میشه و همه شون را میزنه رییس جانگ اونجا میاید و آرومش میکنه و یوم مون به بک یانگ میگه برو به چانگهی من یک نقشه دارم

بک ینگ هم خودشو تسلیم نبروهای چانگهی میکنه و میگه ما دزد هستیم

چی ریانگ به گونگ بوک میگه من باید برم از یانگزو سفالگر بیارم خاک اطراف چانگهی برای سفالگری خوبه و گونگ بوک هم میگه فکر خوبی برای ایجاد اشتغال دزدان خیلی خوبه  و من هم اونها را آموزش میدم . در همین حال یون به اونجا میاید و میگه که یکسری دیگه از دزدها خودشون را تسلیم کردند

 

گونگ بوک هم به اونجا میاید و میگه شما دزدان دریایی مانول هستید .میدونید یوم مون کجاست که بک ینگ میگه من اون را در یانگیوم دیدم ولی دیگه اون را ندیدم  .گونگ بوک میگه از کجا به تو اعتماد کنم که بک ینگ میگه من سر رییس مون را اوردم اون نمی خواست تسلیم شه من هم اون را کشتم  . گونگ بوک هم با دیدن سر میگه باشه شما را قبول می کنیم

یوم مون هم پیش افرادش میره و میگه ما الان به چانگهی حمله می کنیم  ما باید گونگ بوک وافرادش را بکشیم تا انتقام ارباب را بگیریم

بک ینگ وافرادش در بندر مشغول به کار هستند که در فرصت مناسب افراد گونگ بوک را خلع سلاح می کنند و کنترل اوضاع را در دست می گیرند

یوم مون هم به سمت چانگهی راه میوفته

 

 

قسمت سی و هفت : سرکوب دزدان دریایی

رییس موچانگ : این تیرها مال هنگ مانبو از ارتش موجبنجوست . احتمالاً بانو جمی این سر تیرها را به دزدها داده

رییس جانگ : تمام فرمانده های ما خودشون را به گونگ بوک تسلیم کردند و دیگه کسی نمونده و افراد ما هم کمتر از صد نفر هستند

چه بشود...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

پیروزی نزدیک است

 

بانو جمی بی خبر از اتفافات پایتخت به بازار چانگهی میره و با دیدن موقعیت چانگهی تصمیم میگیره که کر و کاسبیش را از موجینجو و بندر دوکجین بیاره چانگهی و میگه من هم می خواهم اینجا مهمانخانه و چند تا مغازه بازکنم ترتیب کارها را بدین .

بانو جمی برای گسترش بندر هم برنامه هایی داره که کشتی گونگ بوک و لرد کیم از پاتیخت وارد میشه

در اینجا هیچ حرفی رد و بدل نمیشه فقط  طرفین چشم غوره به هم میرند و آرزوی مرگ هم دیگر را می کنند

بانو جمی  از برگشت این دو نفر به چانگهی شوکه شده . نیوچانگ خبر میاره که گونگ بوک به ملاقات شاه رفته و حالا شاه هم از اون حمایت میکنه و لرد کیم هم ترتیب ملاقات گونگ بوک با شاه را داده .بانو جمی هم میگه سریعاً کاسه کوزه جمع کنید برمیگردیم موجینجو تا یک فکری بکنم

گونگ بوک به مقرر بر میگرده که خبر ناگوار حمله به چانگهی را بهش میدند و  گونگ بوک که افرادش کشته شدند خیلی ناراحت میشه

گونگ بوک خبر حمایت شاه از طرحش را به بقیه میگه و میگه حالت دولت موجینجو و چاانگهی هم باید با ما همکاری کنند و بانو جمی هم نمی تونه فرماندار را تحت فشار بزاره چون این دستور شاه ست . و لرد کمی توی این بازی سیاسی برنده شد

رییس هان خبر بازگشت گونگ بوک و لرد کیم را به جانگهوا میده و جانگهوا هم بسیار خوشحال میشه

رییس موچانگ به گونگ بوک میگه درسته که نیروی دریایی با ما همکاری میکنه ولی اگر فرماندهی را خودمون در اختیار نداشته باشیم فایده نداره چون اونها تمایلی برای جنگ با دزدان ندارند و از روی اجبار این کار را می کنند گونگ وک هم میگه من هم نمی خوام اونها کاری بکنند چون می خوام با دستهای خودم ارباب یی و یوم مون را بکشم که یون میگه ما که سرباز نداریم فعلاً. هاجین هم وارد میشه و میگه چند تا نیروی مردمی برای ملحق شدن به ما به مقرر اومدند

کاپیتان جانگ به گونگ بوک میگه اینها ماهیگران بومی اینجا هستند که می خواند در سرکوب دزدان دریایی به ما کمک کنند. گونگ بوک بهشون میگه دزدان دریایی حرفه ای هستند و مهارت اونها از سربازهای دولتی بیشتره من احساس شما را درک میکنم ولی بهتر این کار را به ما محول کنید . ماهیگزان میگند که ما حمله دزدان دریایی خانواده های خود را از دست دادیم و می خواهیم انتقام خون آنها را بگیریم

گونگ بوک با شنیدیم انتقام یادش مادرش خودش که در حمله دزدان دریایی کشته شده میوفته و میگه بهشون اسلحه و  آموزش جنگیدن یاد بدین

خبر موقعیت و محبوبیت روز افزون گونگ بوک به بانو جمی داده میشه و این دفعه میگند که اون داره نفرات جمع می کنه .بانو جمی میگه اون همچین مقامی را نداره که سرباز گیری کنه (گونگ بوک برده است) که نیو چانگ میگه مردم داوطلبانه به او می پیوندن . بانو جمی هم میگه به ارباب یی هم خبر بدین

نیوچانگ به مقرر ارباب یی میره و میگه ماهیگیران و مردم به گونگ بوک ملحق شدند و نیروی دریایی چانگهی و ارتش موجینجو هم حالا با اونها همکاری میکنه بانو جمی گفته فعلاً بهتر دیگری به وجود نیاد که اوضاع خیطه .

ارباب یی نظر یوم مون را میپرسه که یوم مون میگه اون افراد زیادی از دست داده و این نفرات تازه وارد هم آماتور هستند و اگه لرتش موجینجو هم با اونها باشه من با تمام اونها مبارزه میکنم و اصلاً جای نگرانی وجو نداره و ارباب یی هم از این بلند پروازیهای یوم مون کلافه میشه .

 در همین حالا رییس جانگ خبر میاره که فرمانده جزیره ماچون با افرادش خیانت کردند و به گونگ بوک پیوستند و فرماندهای بقیه پایگاها هم ترسیدن . ارباب یی هم میگه همین الان باید اینجا را ترک کنیم یوم مون میگه من به اونها حمله میکنم و نابودشون میکنم که ارباب یی میگه حرف نباشه ما اینجا را ترک می کنیم

گونک بوک برای افرادش روی منبر میره و میگه که ما دیگه نمی تونیم عقب نشینی کنیم باید به هدف بزرگی که داریم برسیم و دزدها را سرکوب کنیم و .... و روحیه افرادش را بالا میبره و با همون یک کشتی و افراد کم به  طرف پایگاههای ارباب یی راه میوفته( و دوباره با توجه به علم غیبشون می دونند که ارباب یی توی کدوم پایگاه ست )

ارباب یی که میدونه ممکنه بعضی از فرمانده ها بهش خیانت کنند اونها را احضار میکنه و میگه که گونگ بوک دوبار قراره به ما حمله کنه و هر کدام از شما که فرمانده یک پایگاه هستید به اختیار خودتون می تونید با اونها مقابله کنید . من هم از این پایگاه میرم (که حساب کار و خیانت دستشون بیاید) برید و برای مبارزه آماده بشید ولی بهتر که از کارهای شتاب زده خود داری کنید

گونگ بوک و افرادش به مقرر ارباب یی حمله می کنند و جونگ این خبر را به ارباب یی میده و ارباب یی هم که برای اویل بار اعصابش خورد شده میگه افراد را بفرست که جلوشون را بگیرند و سریع یک کشتی آماده کنید تا اینجا ترک کنیم . یوم مون هم دوباره به ارباب یی میگم اجازه بدین من بجنگم که ارباب یی دیگه عصابی میشه و سر یوم مون داد میزنه تو چرا نمی خواهی گوش کنی نمی فهمی که اگه تو این موقیعت با اونها بجنگیم  متحمل خسارت می شیم ما باید همین الان اینجا را ترک کنیم

مبارزه ادامه داره و افراد گونگ بوک موفق به فتح جزیره می شند ولی ارباب یی و یوم مون از اونجا جیم زدنند و گونگ بوک هم میگه تمام جزیره های این اطراف را بگردین

رییس جانگ به ارباب یی میگه گونگ بوک افرادش بدجور دنبال ما هستند و دارند جزیره به جزیره دنبال ما می گردنند .ارباب یی هم میگه ما از این جزیره هم میریم . ارباب یی ار اونجا میره و یوم مون که ناراحته به رییس جانگ میگه تو هم فکر میکنی من نمی تونم درست تصمیم بگیرم رییس جانگ میگه من هم از اینکه فرار کردیم ناراحتم ولی فکر کنم تصمیم ارباب درستره

گونگ بوک افرادش به دنبال ارباب یی هستند و جستجو همچنان ادامه دارد

چونگ دال که از این وضیت آوارگی خسته شده خالی بندی را شروع میکنه و میگه ارباب یی و یوم مون ترسو هستند من اگه صد تا گونگ بوک هم میومند باهاشون می جنگیم و مشکل را حل می کردم و ... در همین حالا ارباب یی هم میاید اونجا و از شجاعت جونگ دال خوش میاید و میگه حالا که اینقدر تو شجاع هستی چند نفر  را برای دفاع توی این جزیره میزارم تو اون را رهبری کن

جونگ دال هم فرماندهی را به عهده میگیره که چند تا قایق ژاپنی به اونجا میاید جونگ دال هم وقتی میفهمه اونها خارجی هستند غیرت وطنشی به جوش میاید و به اونها حمله می کنند و همه را دستگیر می کنندو جونگ دال هم به افرادش میگه ما خودمون دزد هستیم ولی نباید بزاریم خارجیها به وطنمون حمله کنند .همشون را بکشید

گونگ بوک و افرادش در هنوز در حال جستجو و پاک سازی جزایر  هستند که به جزیره جونگ دال میاند و جونگ دال با اون همه شجاعت مثل موش فرار می کنه

رییس موچانگ میگه ما تمام آبهای و جزایره جنوب غربی را گشتیم . گونگ بوک میگه ارباب یی صدتا پایگاه داره و اگه بخواد پنهان بشه نمی شه پیداش کردم ما باید راههای تامین آذوغه اونها ببندیم تا مجبور بشه خودشو نشون بده .اون احتمالاً از بانو جمی کمک میگیره .و به یون میگه کاپیتان جانگ و هاجین را مسئول مراقب از خونه بانو جمی بکن

چانگ گیوم به بانو جمی میگه ما باید دزدان دریایی را سرکوب کنیم که بانو جمی میگه تو باید در این مورد تصمیم  بگیری چانگیوم میگه پس رابطه با ارباب یی چی میشه که بانو جمی میگه به من ربطی نداره خودت باید کاری بکنی

لرد کیم هم به اونجا میاید و به چانگ گیوم میگه تو فرماندار هستی و باید سر پستت باشی اینجا چه کار می کنی اگه موضوع مهمی بوده باید اون را احضار می کردی نه اینکه به اینجا بیایی .چانگ گیوم هم که میبینه اوضاع بدجور خیطه سریع جیم میزنه

لرد کیم به بانو جمی میگه خبر داشتم که فرماندار راتحت نظر شماست ولی نه تا این حد که بانو جمی میگه من بهش کمک میکنم تا اینجا را بهتر اداره کنه . لرد کیم هم قضیه همکاری بانو جمی با دزدان را وسط میکشه که بانو جمی انکار میکنه .لرد کیم میگه من به چانگهی اومدم تا از مبارزات سیاسی در پایتخت جلوگیری کنم ولی حالا نظرم عوض شده و می خواهم پایتخت را از اشراف زادگان فاسد که شما از اونها حمایت میکند پاک کنم و اولین افدام هم برکناری فرماندار و شما از الان تحت نظر هستید و مراقب رقتار و کارهاتون باشید

 

لرد کیم پیش جانگهوا میره و میگه فرماندار موجینجو برادرت و من مجبورم اون را عزل کنم چون خیلی وابسته به بانو جمی شده و از این کار متاسفم .جانگهوا هم به لرد کیم میگه کار شما درسته من هم نگران رابطه برادرم با بانو جمی بودم اما اینطور دیگه ارتباط او با بانو جمی قطع میشه

چانگ گیوم از این خبر خیلی ناراحت میشه و میگه این حرفها نیست من باید بانو جمی را ببینم که معاونش میگه بانو جمی مطمئناً کمکتون نمیکنه که جانگهوا به اونجا میاید

چانگ گیوم از جانگهوا تقاضای کمک میکنه که جانگهوا میگه من برای کمک به تو اومدم من از لرد کیم برات فرصت گرفتم که خودت استعفا بدی و رابطه ات را با بانو جمی قطع کنی .چانگ گیوم هم میگه من استعفا نمیدم من از بانو جمی میترسم اون که شکست نمی خوره .جانگهوا میگه اینطور نیست اون هم یک روزی شکست می خوره

گونگ بوک در حال کشت زنی روی دریاست که یک کشتی تجاری به سمتشون میاید اون را بازرسی می کنند ومی فهمند که به پایتخت میره و به مسئول کشتی می گند از یک راه دیگه بره چون این راه خطرناکه

بعد از این همه مدت هنوز  اثری از ارباب یی و یوم مون پیدا نشده و گونگ بوک به یون میگه بهتره خودت به موجینجو بری و خونه بانو جمی را زیر نظر بگیری .احتمال اینکه ارباب یی از بانو جمی کمک بخواد هست

افراد ارباب یی پیشتر از یک ماه که در یک جزیره پنهان شدند و دوباره رو به ماهی خوری اوردند و  چند تا از افراد ارباب یی که خسته شدند می خواستند فرار کنند که دستگیر می شند و پیش یوم مون برده می شند

رییس جانگ هم این نکته را به یوم مون میگه و میگه آذوغمون داره تمام میشه و باید کاری بکنیم که جونگ دال فراریها را به اونجا میاره ولی یوم مون این دفعه میگه لازم نیست اونها را بکشیم و به فراریها میگه اگه دست خالی بخواهید فرار کنید  که می مردین به زودی آذوغه به دستمان می رسه و اگه دفعه بد فرار کردین زنده نمی مونید

رییس جانگ به ارباب یی میگه که گونگ بوک تمام راههایی دریا را بسته و آذوغمون داره تمام میشه یوم مون میگه اون دیگه این راهها را باز نمی کنه و من باید با اون بجنگم که ارباب یی میگه هنوز وقتش نرسیده ما اول باید اذوغه و سلاح تهیه کنیم  .ارباب یی میگه باید از بانو جمی کمک بگیریم چون اگه ما گیر بیوفتیم اون هم پاش گیره

رییس جانگ به مقرر بانو جمی میره که دیده میشه

بانو جمی میگه برای چی به اینجا اومدی .رییس جانگ میگه ما به کمک شما رای تهیه غذا و سلاح نیاز داریم  ارباب گفته وقتی ما توی خطر بیوفتیم شما به ما کمک می کنید بانو جمی هم خیلی خونسرد میگه من نمی تونم این کار را بکنم من تحت نظرم و اگه کاری بکنم خودم توی دردسر میوفتیم رییس جانگ از اونجا میره و بانو جمی میگه من برای خاطر رابطه با اونها توی دردسر افتاده و دیگه باید رابطه ام را با اونها قطع کنم

رییس جانگ که می فهمه داره تعقیب میشه فرار میکنه ولی روی پل صرات گیر میوفته و یون به کاپیتان جانگ و هاجین میگه من خودم دستگیرش میکنم

رییس جانگ را پیش گونگ بوک میبرند و گونگ بوک هم میگه : به به رییس جانگ . حال ارباب یی و یوم مون چطوره ؟بگو اونها کجا هستند تا زنده بمونی رییس جانگ هم میگه من را بکش که رییس موچانگ میگه بهتر اون را شکنجه کنیم تا حرف بزنه هر چند اون از افراد با وفای ارباب ییه و حرفی نمی زنه

ارباب یی که نگران رییس جانگ شده جونگ دال را میفرسته دنیالش که جونگ دال میگه اون وقتی رفته به موجینجو دیگه دیده نشده و فلسفه بافی بیهوده میکنه که ارباب میگه بس برو بیرون و یوم مون میگه اون توی خطر افتاده من میرم دنبالش که ارباب یی میگه اون حواسش جمع کار اشتباهی نمیکنه نگران نباش

رییس جانگ هنوز حرفی نزده و رییس موچانگ می خواد ترتیبش را بده که گونگ بوک میگه ما در بچگی کشتی اون و ارباب یی را تعمیر کردیم و بعدش متهم به همکاری با دزدانم شدیم و یه یک جزیره تبعید شدیم تا از گرسنگی بمیریم و حالا می خوام مرگ اون هم تدریجی باشه و دستور میده که رییس جانگ را توی جزیره باکیل بندازند تا از گرسنگی بمیره

یون به گونگ بوک میگه را چرا اون را ول کردیم اونجا  .اون از تغییر امواج کمک میگیره و فرار میکنه رییس موچانگ هم میگه اون دریانورده و میتونه راحت با شنا فرار کنه گونگ بوک میگه من هم همین را میخوام اون اگه فرار کنه به مقرر ارباب یی میره

رییس جانگ را به جزیره میبرند که بک ینگ می بیندش و به یوم مون خبر میده

بک ینگ میگه که رییس جانگ را در جزیره باکیل ول کردند تا بمیره و من هم نتونستم کمکش کنم چون تمام کشتیهایی که اونجا می رفتند را بازرسی می کردند

رییس جانگ به هوش میاید و میزنه به آب و شنا میکنه

رییس جانگ به یک جزیره میرسه و بی هوش میشه غافل از اینکه گونگ بوک و افرادش اون را تعقیب می کنند .گونگ بوک به یون و هاجین میگه شما تعقیبش کنید و به رییس موچانگ میگه به چانگهی برو و افراد را آماده کن تا سریع به مقرر ارباب یی حمله کنیم

رییس جانگ به مفرر ارباب یی میره و عذر خواهی هم می کنه

مخفی گاه ارباب یی لو میره و گونگ میگه همین حالا به اونجا حمله میکنم .تمام افراد را احضار کنید

یوم مون بی خبر از حمله گونگ بوک افراد اصلی را جمع می کنه و میگه من یک کشتی میبرم و به افراد گونگ بوک حمله میکنم و مهمات تهیه می کنم  و بعداً خودم به ارباب همه چیز را میگم . یوم مون راه میوفته و با این اشتباه تمام افراد اصلی را با خودش میبره و ارباب یی را تنها میزارند

گونگ بوک هم به جزیره مقرر ارباب یی میرسه

و پیروزی همین نزدیکیهاست

 

قسمت سی و شش : مرگ ارباب یی تاوان یک اشتباه

گونگ بوک : جسد ارباب یی را بزارید همین جا تا یوم مون اون را ببینه اینطور اون روحیه اش تضعیف میشه وما بهتر می تونیم اون را شکست بدیم

گونگ بوک : علت موفقیت ما این بود که موقعه حمله یوم مون و افرادش اونجا نبود و اگر نه ما موفق نمی شدیم اونها دنبال اذوغه بودند و معلوم نیست که دوباره حمله می کنند یا نه باید صبر کنیم  تا وقتی عجولانه و برای انتقام حمله میکنه باهاش بجنگیم

یوم مون : ما همین الان به چانگهی حمله میکنیم و گونگ بوک و افرادش را می کشیم تا انتقام ارباب را بگیریم

چه بشود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلااااااااااام دوستای گلم.خوبین؟؟؟؟؟؟؟

اینم عکسای چی ری یانگ برای راستی عکس بالا رو دیدین؟؟؟؟میدونین مال کجاست..؟؟؟؟؟؟؟

chae_jeong-an

متولد:۰۹/۰۹/۱۹۷۷

عکس اول........

۲---------

 

۳-

۴-

۵-

پست بعدی:

عکسای عروسی واقعی چی ری یانگ

عکسای عروسی چی ری یانگ در سریال

پلیس زن انسان خوب

یولی

یه چیز دیگه(هر چی خودتون بخواین)

حتما بگین ها......

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط روح الله  | 

سلااااااااااااااااام.خوبین دوستای گلم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز عکسای بانو جمی رو  براتون گذاشتم.......امیدوارم خوشتون بیاد......

فکر نکنم تا حالا اینارو جایی دیده باشین.......

 chae_shi_ra채시라

متولد:۲۵/۰۶/۱۹۶۸

عکس دوم(والپیپر)

Image hosted by allyoucanupload.com

سایز اصلی

 

۳-

۴-

۵-

۶-

۷-

نظر یادتون نره ها.................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

خدمتی دیگر از کره شاپ

برای اولین بار در سیستم وبلاگ نویسی تالار گفتمان اختصاصی کره شاپ توسط گروه کره شاپ طراحی شد

از این پس شما می توانید پیشنهادات - انتقادات - سفارشات و... را در تالار گفتمان درج کنید  

برای رفتن به تالار گفتمان به بالای صفحه بروید و بر روی شکلک تالار گفتمان کلیک کنید

سانسوری های قسمت ۳۴ سریال زیبای امپراطور دریا

سلام عزيزان با سانسوريهاي قسمت سي و چهارم امپراطور دريا در خدمت شما هستم.سكانس سانسوري اصلي اين قسمت مربوط به زخمي شدن يون ميباشد.بعد از اينكه او توسط يوم مون زخمي ميشود در اتاق روي تخت مداوا ميشود كه هاجين مراقبت از او را بر عهده ميگيرد كه عكسهايي از اين سكانس تقديم ميكنم

هاجین و مراقبت از یون

یون زخمی و هاجین

هاجین ناراحت


سانسوري كوتاه بعدي هنگامي است كه بعد از نبرد بين دزدان دريايي و افراد گونگ بوك زخمي شدگان زياد اين نبرد در گوشه اي جمع و چاريونگ مشغول رسيدگي به آنها میشود كه بعضي از قسمتهاي اين سكانس همانند اين عكس نشان داده نخواهد شد

چاریونگ و مراقبت از زخمی شدگان


سانسوريهاي ديگر هم سانسوريهاي لحظه اي است كه با هم ميبينيم

بانو جمی و افسر محافظانش

جانگ هوا و پدر سون جانگ

جانگ هوا و چاریونگ

 

خلاصه قسمت 34  سریال زیبای امپراطور دریا

جانگ هوا به گونگ بوك توضيح ميدهد كه لرد كيم ووجينگ به اتهام تباني با دزدان دريايي و همچنين بخاطر اینکه به  گونگ بوک  اجازه ورود به شيلا را داده است هم اكنون در شهر سلطنتي ميباشد و اگر گونگ بوك به شهر سلطنتي نرفته بود او نيز دستگير ميشد گونگ بوك تصميم ميگيرد كه به شهر سلطنتي برود و حقيقت را آشكار كند

بانو جمي به ملاقات ارباب لي ميرود و به وي ميگويد كه به او كمك خواهد كرد تا وارد شهر سلطنتي شود و به چيزي كه ميخواهد دست پيدا كند در عوض ارباب لي بايد به او كمك كند تا مركز تجارت خودشان را در چانگ هي برپا كنند زيرا چانگ هي مكان بسيار مهمي براي تجارت بين چين و ژاپن ميباشد

جانگ هوا از تصميم گونگ بوك براي بازگشت به شيلا آگاه ميشود وبه ديدار او ميرود كه منصرفش كند اما گونگ بوك ميگويد كه اتهام تباني به آنها توهيني است به آنهايي كه براي سركوبي دزدان دريايي جان خود را از دست دادند به اين خاطر او به شيلا خواهد رفت تا بي گناهي خودش و لرد كيم ووجينگ را اثبات كند چاريونگ در راه سفر شيلا خاكستر ارباب سول را در اين مسير پراكنده ميكند

بانو جمي در ملاقاتي مهم ارباب لي را با بازرس كل آشنا ميكند در اين ميان فرماندار موجينجو ميرسد و وقتي ميفهمد كه بانو جمي مهمانهاي مهمي دارد و نميتواند داخل شود به افسر محافظان بانو جمي ميگويد كه شنيده گونگ بوك به چانگ هي برگشته است و او براي اينكه گونگ بوك را به شهر سلطنتي ببرد به آنجا خواهد رفت

آنها گونگ بوك را دستگير ميكنند و به شهر سلطنتي ميبرند.از اينطرف رييس موچانگ تصميم ميگيرد كه آنها با كشتن ارباب لي به گونگ بوك براي آزادي كمك كنند براي اينكار گروه سه نفره آنها براي شناسايي به جزيره سوچانگ ميرود و بعد از فهميدن موقعيت و تعداد سربازان آنها به چانگ هي برميگردند و متوجه ميشوند كه با اين وضعيت نميتوانند به آنجا حمله كنند از اين طرف گونگ بوك نيز توسط وزير جنگ مورد بازرسي قرار ميگيرد و شكنجه ميشود

شكنجه هاي گونگ بوك همچنان ادامه دارد و آنها به هر شكلي سعي ميكنند كه از گونگ بوك اعتراف بگيرند.از اين طرف ارباب لي دستور ميدهد كه نيروها براي حمله به چانگ هي آماده شوند تا با يورش به افراد باقي مانده گونگ بوك كه در منزل بازداشت هستند و مسلح هم نيستند همه آنها را به قتل برسانند.آنها شب هنگام حمله خود را آغاز ميكنند


اين خبر به افراد گونگ بوك كه در بازداشت هستند ميرسد و از فرمانده ميخواهند كه اجازه دهد مسلح شوند تا از چانگ هي محافظت كنند سرانجام او قبول ميكند و افراد مسلح ميشوند .آنها به دزدان دريايي حمله ميكنند نبرد سختي در ميگيرد در لحظه اي از اين نبرد يون و يوم مون با هم مبارزه ميكنند كه سرانجام يون توسط يوم مون زخمي ميشود ولي هاجين و رييس موچانگ به كمك او ميشتابند

اين نبرد به پايان ميرسد وحدودا صد نفر از افراد گونگ بوك كشته ميشوند.ارباب لي و افرادش بخاطر اين موفقيت جشن ميگيرند اما از اينطرف گونگ بوك وقتي بيدار ميشود خودش را در تختخواب ميبيند و كنارش لرد كيم ووجينگ. او به گونگ بوك ميگويد كه آنها نتوانستند موفق شوند و گونگ بوك با تحمل شكنجه بيگناهي آنها را ثابت كرد سپس ميگويد كه او آماده شود كه اعليحضرت ميخواهد او را ببيند.گونگ بوك به ديدار اعليحضرت ميرود ونتيجه اين ديدار اين ميشود كه اعليحضرت اختيار تام به گونگ بوك براي سركوبي دزدان دريايي ميدهد ... 

   

 

عکسهای منتخب قسمت ۳۴ امپراطور دریا

 گونگ بوک جانگ هوا و چاریونگ               گونگ بوک و چاریونگ کنار هم

  بانو جانگ هوا                                     جانگ هوای زیبا

یوم مون در ساحل                                 بانو جمی

محافظ جانگ هوا                                   جانگ هوا در نمایی دیگر

چاریونگ                                              یون زخمی و هاجین

گونگ بوک                                           اعلیحضرت امپراطور دریا !

شاد باشید

نظرهم یادتون نره
 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سانسوری های قسمت ۳۳ سریال امپراطور دریا

سلام دوستان با سانسوريهاي قسمت سي و سوم در خدمت شما هستم.تنها قسمت سانسوري كه احتمالا به شكل ديگري نشان داده خواهد شد هنگامي است كه بعد از اينكه به دستور فرماندار موجينجو (برادر جانگ هوا) لرد كيم ووجينگ را دستگير وميبرند جانگ هوا قصد صحبت با برادرش دارد و در يك صحنه كه او در حال رفتن است او با دستانش دستان او را ميگيرد كه با او در اينباره صحبت كند كه احتمالا اين سكانس از نماي بالا ! نشان داده خواهد شد

جانگ هوا و برادرش

سانسوريهاي ديگر مربوط به سانسوريهاي لحظه اي ميباشد كه از آنجا كه در اين قسمت بسيار زياد بود گلچيني از آنها را تقديم ميكنم

بانو جمی و افسر محافظانش                        جانگ هوا سوار بر اسب

جانگ هوا و لرد کیم ووجینگ                          بانو جمی و جانگ هوا

 

سانسوری های قسمت ۳۳ امپراطور دریا

با سلام به دوستان عزيزم و طبق قول داده شده از امروز نوشتن خلاصه قسمتهاي امپراطور دريا بصورت روزهاي فرد در هفته را آغاز ميكنم .شما ميتوانيد روزهاي يك شنبه سه شنبه و پنجشنبه براي خواندن قسمتهاي بعد امپراطور دريا مراجعه كنيد ضمنا عكسهاي منتخب همراه با آن پست تقديمتان ميشود از اين قسمت در پايان خلاصه هر قسمت برايتان گذاشته خواهد شد

اصابت تير جانگ دال به ارباب سول باعث وخامت بي اندازه حال ارباب سول ميشود .گونگ بوك پزشكي را به بالين او مي آورد ولي پزشك تمام كارهايي كه ميتواند براي او انجام ميدهد و ميگويد كه ديگر كاري نميتواند برايش انجام دهد گونگ بوك نيز دستور ميدهد كه افسران و ماموران امنيتي براي حمله به جزيره جين وول آماده شوند تا گونگ بوك سر يو م مون و ارباب لي را براي ارباب سول بياورد

آنها به جزيره ميروند ولي دزدان دريایي آنجا را ترك كرده بودند ارباب لي اين خبر را ميشوند ودستور ميدهد كه آنها به جزيره سوچانگ بروند تا تجديد قوا كنند و فعلا به هيچ كشتي حمله نكنند.در اين ميان به گونگ بوك ميگويند كه ارباب سول بهوش آمده است ارباب سول از چاريونگ ميخواهد كه گونگ بوك به يانگزو برگردد تا تجديد قوا كند

سرانجام نقشه بانو جمي اجرا ميشود و فرماندار موجينجو  لرد كيم ووجينگ  را به اتهام دستور ورود مسلحانه گونگ بوك به موجينجو و تباني دستگير ميكند از اينطرف هم براي بردن گونگ بوك ميروند كه متوجه ميشوند گونگ بوك و افرادش در حال بازگشت به يانگزو هستند ارباب لي به يوم مون ميگويد كه به كشتي گونگ بوك حمله كند ولي يوم مون قبول نميكند

ارباب سول در لحظات آخر زندگيش به گونگ بوك ميگويد كه او بايد بعد از مرگ او فرمانده گروه شود واو را به خواسته هايش برساند او بايد بزرگترين تاجر شود و همچنين مواظبت از چاريونگ را بر عهده بگيرد .گونگ بوك بياد لحظات گذشته با ارباب سول ميافتد

افسر محافظان بانو جمي توسط جانگ دال متوجه ميشود كه پادگانهايي كه ارباب لي دائما بين آنها جابجا ميشود بين كدام جزاير ميباشد يوم مون كه پنهاني به منزل بانو جمي رفته بود متوجه ميشود كه بانو جمي قصد دارد كه از سفر جانگ هوا به يانگزو جلوگيري كند

افراد بانو جمي به گروه حامل جانگ هوا حمله ميكنند اما يوم مون  به كمك آنها ميرود و فراريشان ميدهد اما جانگ هوا او را صدا ميزند و با او صحبت ميكند و سرانجام به او ميگويد كه هيچ وقت ديگر نميخواهد او را ببيند.در يانگزو افراد جديدي به گروه گونگ بوك براي تقويت اضافه ميشوند ولي ناگهان به گونگ بوك خبر ميرسد حال ارباب سول بشدت خراب شده است ارباب سول در آخرين صحبت قبل از مرگش به گونگ بوك ميگويد كه خاكسترش را در مسير دريايي بين شيلا تا چين پراكنده كنند به چاريونگ نيز ميگويد كه متاسف است كه او را تنها ميگذارد و بعد جان ميسپارد اشكهاي چاريونگ يگانه دختر او ....

خبر به افراد ميرسد و آنها ناتوان بر روي زمين مينشينند مراسمي براي ارباب سول برگزار ميشود و جسدش سوزانده ميشود.گونگ بوك به عنوان جانشين ارباب سول با افراد صحبت ميكند و ميگويد كه او پايگاهشان را در چانگ هي خواهد ساخت دزدان دريايي را نابود خواهند كرد و تجارت با ژاپن را آغاز خواهند كرد .گونگ بوك در  ساحل به چاریونگ میگوید که قصد دارد خواسته ارباب سول را انجام دهد و با او ازدواج کند چاریونگ میگوید که او دوست دارد که واقعا در قلبش باشد در حالی که او اکنون در قلبش نیست و به انتظار آن روز مینشیند گونگ بوک و چاریونگ به منزل برمیگردند كه خبر ميرسد جانگ هوا براي ديدن او به آنجا آمده است....    
 

 

 

عکسهای منتخب قسمت سی و سوم

 نگاه گونگ بوک                                   گونگ بوک فرمانده جدید گروه

 گونگ بوک و چاریونگ                           گونگ بوک در ساحل 

گونگ بوک بعد از دیدن جانگ هوا             جانگ هوا و لرد کیم ووجینگ

جانگ هوای زیبا                                   چاریونگ زیبا

اشکهای چاریونگ                                 چهره جدید بانو جمی

 یوم مون                                            بانو جمی و افسر محافظانش

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلام دوستان عزيزم براي دوستداران كليپ يانگوم يكي ديگر از كليپهاي جديد تبليغاتي وي در سري woongjin.coway را تقديم ميكنم

 

lee young ae 1 lee young ae 2 lee young ae 3

كليپ يانگوم lee young ae در سري تبليغاتي Woongjin.Coway
سايز كليپ: 542 كيلوبايت
فرمت كليپ: wmv
بدون احتياج به برنامه اي خاص براي اجرا

 

دانلود كليپ جدید يانگوم lee young ae در سري تبليغاتي Woongjin.Coway 

 

عكسهاي يانگوم lee young ae در اين كليپ

یانگوم lee young ae 1

یانگوم lee young ae 2

یانگوم lee young ae 3

شاد باشید

نظرهم یادتون نره

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

سلاااااااااااااام.خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

کی گفته یانگوم پیر شده؟؟؟؟؟؟؟؟البته درسته که سنش از یونسنگ و جانگهوا و هاجین و... بیشتره ولی خب پیر که نیست....

یه خواهشی ازتون دارم.....برای موضوع پستای بعدی نظر بدین..آخه اینطوری ما نمیدونیم چی بذاریم....

خب...امروز براتون عکسای یونسنگو گذاشتم......البته اگه زیاد جدید نیستن ببخشید دیگه.....آخه اصلا عکس نداره..!!!!

۲-

 

۳-

۴-

۵-

۶-

۷-

۸-

۹-

پست بعدی:

بانو جمی

یونگ جانگ

شین بی

یه سریال یا فیلم کره ای

بازیگر جدید؟؟؟

نظر یادتون نره.................

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط روح الله  | 

اینم یه پست دیگه.........یه کره ای جدید به اسمjung ryeo won.فکر کنم بشناسیدش...اول بیوگرافیش:

نام:jung ryeo won

متولد:21/01/1981

برخی از فیلم و سریال ها:

my boyfriend is type-b 2004

my lovely sam-soon 2005

what is your star 2006

2007 faces of my girlfiends

عکس اول...با افسر مین...

عکس دوم

 

۳-

۴-

۵-

۶-

۷-

۸-

نظر یادتون نره ها.........

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط روح الله  |